Podcast Episode 1 – Step by Step with TradePlus360 Training

پادکست شماره شماره ۱ – گام به گام با اموزش های TradePlus360

فایل صوتی :

فایل یوتویوب :

اگر هزار بار همه دارایی‌ام را از من بگیرند، باز هم فقط به یک ۵۰۰ دلار اولیه نیاز دارم، اگر لازم باشد، کارگری می‌کنم، با دست‌های خودم آن ۵۰۰ دلار را به دست می‌آورم و دوباره از همان نقطه کوچک آغاز می‌کنم، زیرا آنچه زندگی مرا می‌سازد، مقدار سرمایه‌ای نیست که در دست دارم، بلکه دانشی است که درون من مانده، ایمانی است که شکسته نشده و اراده‌ای است که بلد است حتی از خاکستر، دوباره مسیر بسازد.

من به ثروتی ایمان دارم که از درون انسان آغاز می‌شود، نه از حساب بانکی او، اگر سرمایه‌ام را بگیرند، فقط نتیجه را گرفته‌اند، نه علت را، علت هنوز در من زنده است، فهم من، تجربه من، زخم‌های من، شکست‌های من، ایمان من و توانایی من برای ساختن دوباره، همان سرمایه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند از من بگیرد، به همین دلیل حتی با ۵۰۰ دلار هم می‌توانم دوباره سطح زندگی‌ام را آرام‌آرام، قدم‌به‌قدم و آجر به آجر بالا ببرم.

حرف دل نویسنده کتاب :

تو هیچ‌ وقت از صفر برنمی گردی، تو از تجربه برمی‌گردی.

یک ترید بد، دشمن تمام زحمات توست.

آدم‌ها وارد فارکس می‌شوند که پول دربیاورند، اما بازار خیلی زود به آن‌ها نشان می‌دهد که نگه داشتن پول از به دست آوردن آن سخت ‌تر است، چون مشکل اصلی بازار تحلیل نیست، مشکل اصلی خودِ انسان است، بازار جایی است که نقاب‌ها آرام ‌آرام فرو می‌ریزند و انسان ناگهان با چهره واقعی خودش روبه ‌رو می‌شود، آنجا دیگر مهم نیست چند کتاب خوانده‌ای، چند اندیکاتور روی چارت داری، چند مانیتور روشن کرده‌ای یا چند سال سابقه داری، بازار فقط یک سؤال ساده می‌پرسد: آیا می‌توانی صبر کنی؟ و عجیب اینجاست که همین سؤال ساده شاید یکی از سخت ‌ترین سؤال‌های زندگی باشد، چون ذهن انسان از سکوت می‌ترسد، از منتظر ماندن می‌ترسد، از نداشتنِ کنترل می‌ترسد و از لحظه‌ای که هیچ کاری برای انجام دادن ندارد فرار می‌کند.

هر کسی در این دنیا از یک راهی درآمد کسب می‌کند، یک نفر راننده تاکسی است و ساعت‌ها پشت فرمان می‌نشیند، یک نفر پزشک است و بیماران را ویزیت می‌کند، یک نفر مغازه ‌دار است و کالا می‌فروشد، یک نفر مهندس است و پروژه اجرا می‌کند و یک نفر با هنر و مهارت فنی خود درآمد می‌سازد، اما فارکس شغل متفاوتی است، شاید عجیب ‌ترین شغل دنیا باشد، چون در بیشتر مشاغل انسان با انجام دادن پول درمی‌آورد اما در فارکس انسان با درست نگاه کردن پول درمی‌آورد، اینجا شغل تو کلیک کردن نیست، شغل تو معامله کردن هم نیست، شغل واقعی تو دیدن است، دیدن رفتار قیمت، دیدن جریان نقدینگی، دیدن انتقال انرژی، دیدن تله‌ها، دیدن ترس جمعیت و مهم‌ تر از همه دیدن خودت در برابر هیجان بازار، نگاه کردن یعنی دوری از هیجان، یعنی اسیر هیجان نشدن، یعنی وقتی بازار فریاد می‌زند تو آرام بمانی، یعنی وقتی همه می‌دوند تو هنوز ایستاده باشی، یعنی وقتی ترس جا ماندن ذهن را آتش می‌زند تو هنوز بتوانی فقط نگاه کنی، چون معامله‌گر حرفه‌ای می‌فهمد که هر حرکت قیمت متعلق به او نیست و هر کندل دعوت‌ نامه ‌ای برای ورود به بازار نیست.

وقتی چارت حرکت می‌کند چیزی درون انسان بیدار می‌شود، ترس جا ماندن، طمع، امید، اضطراب، هیجان، انتقام و رؤیای پولدار شدن سریع، بسیاری از معامله‌ گران تصور می‌کنند برای کسب درآمد معامله می‌کنند، اما حقیقت تلخ این است که بیشتر آن‌ها برای فرار از احساسات خود معامله می‌کنند، آن‌ها وارد معامله می‌شوند تا اضطرابشان کمتر شود، وارد معامله می‌شوند تا احساس کنند کاری انجام داده‌اند، وارد معامله می‌شوند تا سکوت را تحمل نکنند و به همین دلیل است که بسیاری از افراد فعالانه ضرر می‌کنند، چون برای ذهن انسان ضرر همراه با حرکت قابل تحمل ‌تر از انتظار همراه با سکوت است.

اما حرفه‌ای‌ها کم ‌کم به یک کشف دردناک می‌رسند، بازار به کسی پول نمی‌دهد که بیشتر معامله می‌کند، بازار به کسی پول می‌دهد که بیشتر خودش را کنترل می‌کند، بازار به کسی پول می‌دهد که بتواند جلوی دست خودش را بگیرد، جلوی ذهن خودش را بگیرد و جلوی هیجان خودش را بگیرد و این دقیقاً همان نقطه ‌ای است که فارکس از یک بازار مالی به یک مکتب فلسفی تبدیل می‌شود، زیرا انسان آرام‌ آرام متوجه می‌شود که بزرگ ‌ترین رقیبش بانک‌ها، الگوریتم‌ها یا معامله ‌گران دیگر نیستند، بلکه بزرگ ‌ترین رقیبش همان صدایی است که در درون او فریاد می‌زند: الان وارد شو، الان فرصت از دست می‌رود، الان باید کاری انجام بدهی.

تو باید به نقطه‌ای برسی که بفهمی همه حرکت‌ها مال تو نیستند، لازم نیست هر کندل را شکار کنی، لازم نیست در تمام ساعات شبانه ‌روز داخل بازار باشی، لازم نیست همیشه پوزیشن داشته باشی، وقتی قیمت در تمام تایم‌ فریم‌ها به سقف‌های اصلی رسیده است و انرژی حرکتی بازار بخش بزرگی از سوخت خود را مصرف کرده است، آنجا دیگر منطقه آرامش نیست، آنجا منطقه هیجان است و هیجان معمولاً همان جایی است که پول معامله ‌گرهای عجول و بی ‌صبر به جیب معامله‌ گرهای صبور منتقل می‌شود، اما تو باید تصمیم بگیری که صبر کنی، صبر کنی تا بازار خسته شود، صبر کنی تا نقدینگی جمع‌آوری شود، صبر کنی تا انرژی تخلیه شود و فقط در همان لحظه‌ای شلیک کنی که بازار خودش را لو داده است.

این فقط یک استراتژی معاملاتی نیست، این تغییر نگاه به زندگی است، چون کم‌کم متوجه می‌شوی قدرت واقعی در واکنش سریع نیست، قدرت واقعی در توانایی واکنش ندادن است، بازار مثل اقیانوس است، هیچ انسانی نمی‌تواند موج‌ها را متوقف کند، هیچ انسانی نمی‌تواند جهت باد را تغییر دهد، اما بعضی از انسان‌ها یاد می‌گیرند چه زمانی وارد آب شوند و چه زمانی فقط به موج‌ها نگاه کنند و شاید عمیق‌ترین راز فارکس همین باشد که پول واقعی معمولاً در لحظه‌ای ساخته نمی‌شود که معامله می‌کنی، بلکه در ساعت‌ها و روزهایی ساخته می‌شود که توانسته‌ای معامله نکنی.

فارکس شاید تنها جایی در دنیاست که انسان در آن همزمان با بازار، با گذشته خود، با ترس‌های خود، با زخم‌های خود، با رؤیاهای خود و با تصویری که از خودش ساخته است می‌جنگد، بسیاری فکر می‌کنند وقتی روبه ‌روی چارت نشسته ‌اند در حال جنگیدن با قیمت هستند، اما حقیقت این است که انسان در بازار بیشتر از آنکه با چارت روبه ‌رو شود با خودش روبه‌ رو می‌شود، بازار آینه است، اگر درونت عجله باشد آن را چند برابر می‌کند، اگر درونت ترس باشد آن را فریاد می‌زند، اگر درونت طمع باشد آن را به نابودی تبدیل می‌کند و اگر درونت آرامش باشد همان آرامش را به ثروت تبدیل می‌کند.

برای همین است که دو نفر می‌توانند دقیقاً یک چارت را ببینند، دقیقاً یک تحلیل را داشته باشند و دقیقاً یک فرصت را مشاهده کنند، اما یکی نابود شود و دیگری آرام و پیوسته پول دربیاورد، تفاوت آن‌ها در تحلیل نیست، تفاوت آن‌ها در وضعیت درونی آن‌هاست، زیرا بازار قبل از آنکه حساب معاملاتی انسان را آزمایش کند شخصیت او را آزمایش می‌کند و قبل از آنکه به او سود بدهد ظرفیت روانی او را می‌سنجد.

شاید به همین دلیل باشد که پس از سال‌ها تجربه، بسیاری از بهترین معامله‌ گران جهان به ساده ‌ترین جمله‌ها می‌رسند، کمتر معامله کن، بیشتر صبر کن، اجازه بده بازار خسته شود، حرکت تمیز را بردار و برو، زیرا در نهایت بازار جای آدم‌های سریع نیست، بازار جای آدم‌هایی است که می‌توانند آرام بمانند در حالی که دنیا هر روز آن‌ها را به عجله دعوت می‌کند.

و شاید عمیق ‌ترین حقیقت همین باشد که بازار برای گرفتن تکه‌های مطمئن ساخته شده است نه برای پیش ‌بینی کل جهان، تو دنبال نوسان تمیز، ریسک قابل فهم و سود آرام و تکرارشونده هستی، نه دنبال شکار سقف دنیا و کف دنیا و دقیقاً همین جاست که ترید از یک بازی مالی به یک فهم عمیق از زندگی تبدیل می‌شود، زیرا آرام بودن فقط یک ویژگی شخصیتی نیست، آرام بودن خودش یک قدرت است، خودش یک مزیت رقابتی است و شاید حتی خودش نوعی ثروت باشد.

شاید بعضی‌ها از من بپرسند که چرا تصمیم گرفتم کتاب TradePlus360 را بنویسم، پاسخ این سؤال برای من فقط یک موضوع آموزشی نیست، بلکه بخشی از زندگی من است، من سال‌ها بازارهای مالی را مطالعه کردم، صدها چارت را بررسی کردم، هزاران ساعت آموزش دیدم و آموزش دادم، سودها را تجربه کردم، ضررها را تجربه کردم، ترس را تجربه کردم، طمع را تجربه کردم و بارها دیدم که بسیاری از معامله ‌گران با وجود داشتن دانش کافی، باز هم شکست می‌خورند.

کم‌ کم متوجه شدم مشکل اصلی بیشتر معامله ‌گران کمبود اطلاعات نیست، بلکه پراکندگی اطلاعات است، آن‌ها صدها مفهوم را می‌دانند اما نمی‌دانند چگونه این مفاهیم را کنار هم قرار دهند و به یک نگاه واحد برسند، به همین دلیل تصمیم گرفتم TradePlus360 را بنویسم، نه به‌عنوان یک کتاب درباره اندیکاتورها، نه به ‌عنوان یک کتاب درباره الگوها و نه به ‌عنوان یک کتاب درباره ورود و خروج، بلکه به‌ عنوان تلاشی برای ساختن یک زبان مشترک میان رفتار بازار و رفتار انسان.

من این کتاب را نوشتم چون باور دارم بازار قبل از آنکه یک میدان مالی باشد، یک میدان رفتاری است، باور دارم قبل از آنکه ساختارها شکسته شوند، انرژی های بازار شکسته می‌شود، قبل از آنکه روندها تغییر کنند، ذهن معامله‌ گر تغییر می‌کند، قبل از آنکه سرمایه رشد کند، شخصیت انسان باید رشد کند، TradePlus360 حاصل سال‌ها مشاهده، تدریس، مطالعه و زندگی در کنار بازار است، این کتاب فقط درباره طلا، فارکس یا چارت ها نیست، این کتاب درباره رابطه انسان با تصمیم‌ گیری، صبر، ترس، امید، نظم و مسئولیت است.

اگر این کتاب بتواند حتی یک معامله‌گر را از سال‌ها سردرگمی نجات دهد، اگر بتواند به یک انسان کمک کند به جای تعقیب هیجان، مشاهده فرصت را یاد بگیرد، اگر بتواند به کسی بیاموزد که آرامش یک مزیت معاملاتی است و صبر یک دارایی واقعی است، آن وقت احساس می‌کنم هدفم از نوشتن TradePlus360 محقق شده است، زیرا در نهایت، آرزوی من این نیست که خواننده این کتاب فقط معامله‌ گر بهتری شود، آرزوی من این است که انسان آرام‌ تر، آگاه ‌تر و عمیق ‌تری شود، چون باور دارم سود پایدار، در نهایت از ذهن‌های متعادل ساخته می‌شود و نه از انگشت‌های سریع، من از صمیم قلب آرزو می‌کنم سال‌ها بعد، هر زمان که این کتاب را به یاد آوردی، پیش از آنکه دستت روی دکمه خرید یا فروش برود، فقط یک لحظه مکث کنی و این جمله در ذهنت زنده شود، یک ترید بد، دشمن تمام زحمات توست، زیرا گاهی نابودی یک معامله فقط از دست دادن چند دلار یا چند درصد سرمایه نیست، گاهی نابودی سال‌ها صبر، انضباط، اعتماد به نفس و شخصیتی است که با سختی ساخته‌ای، آرزو می‌کنم هیچ‌وقت اجازه ندهی یک تصمیم احساسی، چیزی را از تو بگیرد که ساختنش سال‌ها از عمرت را گرفته است.

پیشگفتار TradePlus360

بازارهای مالی دهه‌هاست که وجود دارند، ساختار دارند، چرخه دارند و میلیون‌ها انسان هر روز در آن‌ها تصمیم می‌گیرند، اما با وجود تمام پیشرفت‌های تکنولوژیک، هزاران اندیکاتور، صدها کتاب و بی‌شمار دوره آموزشی، هنوز هم اکثریت معامله‌گران در درک واقعی بازار با مشکل روبه ‌رو هستند، دلیل این موضوع ساده‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد، بیشتر افراد تلاش می‌کنند بازار را از طریق ابزارها بفهمند، در حالی که بازار قبل از آنکه مجموعه‌ای از ابزارها باشد، مجموعه‌ای از رفتارهاست.

معامله ‌گرانی که برای نخستین بار وارد این دنیا می‌شوند معمولاً به دنبال راه‌ حل‌های سریع هستند، آن‌ها به دنبال اندیکاتور جادویی می‌گردند، به دنبال فرمولی می‌گردند که همیشه درست کار کند، به دنبال نقطه ورودی می‌گردند که هرگز اشتباه نباشد و به دنبال روشی هستند که بتواند آینده را با قطعیت پیش‌بینی کند، اما حقیقت این است که معامله‌گری نه جادو است و نه فرمول، معامله ‌گری در عمیق‌ترین لایه خود، ترکیبی از رفتارشناسی، روانشناسی، مدیریت ریسک و درک ساختارهای پنهان بازار است.

TradePlus360  دقیقاً از همین نقطه متولد شد، این کتاب با هدف آموزش یک استراتژی دیگر نوشته نشده است، هدف این کتاب آن نیست که فقط به تو بگوید کجا بخری و کجا بفروشی، هدف این کتاب آن است که تو را از سطح تحلیل تکنیکال ساده به سطح تحلیل رفتاری برساند، جایی که دیگر اسیر ابزارها نیستی و به جای دنبال کردن سیگنال‌ها، به دنبال فهمیدن رفتار بازار هستی.

بسیاری از معامله ‌گران تصور می‌کنند TradePlus360 یک سیستم معاملاتی است، اما حقیقت این است که TradePlus360 بسیار فراتر از یک سیستم است، سیستم‌ها ممکن است تغییر کنند، ابزارها ممکن است تغییر کنند، اندیکاتورها ممکن است به‌ روزرسانی شوند، اما رفتار بازار تغییر نمی‌کند، به همین دلیل TradePlus360 را باید یک فلسفه معاملاتی دانست، نه صرفاً یک استراتژی.

این فلسفه بر پنج لایه اصلی استوار است، نخستین لایه، رفتار یا Behavior است که هسته مرکزی تمام تصمیم‌ها را تشکیل می‌دهد، دومین لایه، ساختار یا Structure است که رفتار را در قالب الگوهای قابل مشاهده نمایش می‌دهد، سومین لایه، ترجمه اندیکاتورها یا Interpretation Layer  است که ابزارها را به زبان رفتار تبدیل می‌کند، چهارمین لایه، اجرا یا Execution Layer است که تصمیم‌ها را به عمل تبدیل می‌کند و پنجمین لایه، روانشناسی یا Psychology Layer است که کیفیت تصمیم‌گیری معامله ‌گر را تعیین می‌کند، در این کتاب ابتدا لایه رفتار ساخته می‌شود و سپس سایر لایه‌ها بر روی آن بنا می‌شوند.

سال‌ها پیش، زمانی که برای اولین ‌بار پا به دنیای معامله‌گری گذاشتم، مانند میلیون‌ها نفر دیگر تصور می‌کردم موفقیت در بازارهای مالی در پیدا کردن بهترین اندیکاتور، بهترین نقطه ورود و بهترین فرمولی نهفته است که بتواند آینده را پیش‌بینی کند، فکر می‌کردم جایی در میان هزاران ابزار، استراتژی و چارت، رازی وجود دارد که اگر آن را پیدا کنم، دیگر هیچ ‌وقت اشتباه نخواهم کرد و مسیر موفقیت برای همیشه هموار خواهد شد.

اما بازار خیلی زود به من نشان داد که حقیقت، دقیقاً در سمت مقابل چیزی قرار دارد که من دنبالش می‌گشتم، هرچه بیشتر مطالعه می‌کردم، بیشتر متوجه می‌شدم که مشکل معامله ‌گران کمبود ابزار نیست، مشکل آن‌ها ناتوانی در فهمیدن رفتار بازار است، در طول سال‌ها بارها با چهره واقعی بازار روبه‌ رو شدم، چهره‌ای که نه با فرمول قابل فهم بود، نه با اندیکاتور و نه با الگوهای از پیش طراحی شده و کم‌ کم به درکی رسیدم که مسیر فکری من را برای همیشه تغییر داد.

فهمیدم بازار فقط مجموعه‌ای از اعداد و چارت ها نیست، بازار یک موجود زنده است، نفس می‌کشد، خسته می‌شود، هیجان‌ زده می‌شود، فریب می‌دهد، انرژی جمع می‌کند، انرژی آزاد می‌کند، می‌ترسد، حمله می‌کند و عقب‌نشینی می‌کند، بازار چرخه دارد، ریتم دارد، حافظه دارد و مهم‌تر از همه رفتار دارد و اگر رفتار را نفهمی، هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد.

در تمام این سال‌ها، بازار برای من فقط یک محل کسب درآمد نبود، گاهی به سخت‌ ترین استاد زندگی تبدیل شد، گاهی به بی‌رحم‌ ترین قاضی و گاهی به بزرگ ‌ترین آموزگار، هیچ‌جا به اندازه بازار حقیقت انسان بدون پرده آشکار نمی‌شود، بازار با کسی دشمنی ندارد، اما با کسی هم شوخی نمی‌کند، اشتباه را می‌بخشد، اما هزینه آن را هم دریافت می‌کند، گاهی با یک معامله، غرور انسان را می‌شکند و گاهی با یک سود بزرگ، ضعف‌های پنهان او را آشکار می‌کند.

در مسیر یادگیری خودم با سؤال‌هایی روبه ‌رو شدم که هیچ کتابی پاسخ روشنی برای آن‌ها نداشت، سؤال‌هایی که از دل تجربه به وجود می‌آیند نه از دل تئوری، چرا وقتی می‌دانی بازار در کف قرار دارد باز هم جرأت خرید نداری، چرا وقتی تحلیل تو کاملاً درست است ورودت اشتباه می‌شود، چرا با اینکه سقف را تشخیص داده‌ای باز هم گرفتار طمع می‌شوی، چرا یک حرکت بیست دلاری تو را سرشار از هیجان می‌کند اما یک نوسان دو دلاری تو را می‌ترساند، چرا بعضی روزها بازار را می‌بینی اما نمی‌فهمی و بعضی روزها بدون هیچ اندیکاتوری رفتار آن را احساس می‌کنی.

بعد از سال‌ها جستجو، جواب همه این سؤال‌ها را در یک کلمه پیدا کردم، رفتار.

این کتاب را ننوشتم تا مجموعه‌ای از قوانین خشک، فرمول‌های تکراری یا سیگنال‌های مکانیکی ارائه دهم، این کتاب قرار نیست یک سیستم معاملاتی ساده باشد که فقط به تو بگوید کجا بخری و کجا بفروشی، این کتاب متن مادر سیستم TradePlus360 است، فلسفه‌ای که پشت رفتار بازار، پشت ذهن معامله‌گر و پشت هماهنگی میان ساختارها، نقدینگی، زمان و انرژی پنهان شده است.

برای نخستین بار تصمیم گرفتم تمام دانشی را که طی بیش از پانزده سال تجربه شخصی، شکست، بازسازی، رشد، آموزش، تدریس، تحلیل و هزاران ساعت مشاهده بازار به دست آورده‌ام در قالب یک اثر جامع ثبت کنم، اثری که فقط برای امروز نوشته نشده است، بلکه برای سال‌ها بعد باقی خواهد ماند.

TradePlus360  فقط یک نام نیست، فقط یک برند نیست و فقط یک استراتژی معاملاتی نیست، TradePlus360  یک روش فکر کردن است، یک زاویه دید است، یک زبان برای ترجمه رفتار بازار است، روشی برای دیدن چیزهایی که بیشتر معامله‌گران هرگز آن‌ها را نمی‌بینند.

در این کتاب، ما طلا را صرفاً به‌عنوان یک دارایی مالی بررسی نمی‌کنیم، ما رفتار طلا را مانند یک موجود زنده تشریح می‌کنیم، چرخه‌های رفتاری آن را باز می‌کنیم، فازهای پنهان و آشکار آن را بررسی می‌کنیم، درباره انرژی بازار صحبت می‌کنیم، درباره نقدینگی، استاپ‌هانت، درفت، موج مادر، جنگ تایم‌ فریم‌ها، تله‌ها، فرسودگی‌ها و لحظه‌هایی که بازار پیش از تغییر جهت، حقیقت خود را آشکار می‌کند.

در این کتاب به‌جای اینکه فقط بپرسیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ می‌پرسیم چرا اتفاق می‌افتد؟ به‌جای اینکه فقط بگوییم کجا بخریم، بررسی می‌کنیم که در چه شرایطی خرید منطقی است، به‌ جای اینکه بگوییم یک اندیکاتور چه سیگنالی می‌دهد، بررسی می‌کنیم که آن اندیکاتور کدام رفتار پنهان بازار را ترجمه می‌کند.

این کتاب ، کتاب مقدس معامله ‌گری نیست، نسخه مقدس موفقیت هم نیست، اما چیزی را ارائه می‌دهد که بسیاری از معامله‌گران هرگز به آن نمی‌رسند، درک رفتار.

امیدوارم وقتی این کتاب را می‌خوانی، فقط روش معامله کردن تو تغییر نکند، بلکه نگاه تو به بازار، به تصمیم‌گیری، به صبر، به ترس، به موفقیت و حتی به زندگی تغییر کند، امیدوارم متوجه شوی بازار دشمن تو نیست، بازار فقط زبان خاص خودش را دارد و اگر آن زبان را یاد بگیری، بسیاری از ترس‌ها ناپدید می‌شوند و بسیاری از پیچیدگی‌ها ساده خواهند شد.

من این کتاب را با تمام قلبم نوشتم، برای معامله‌گرانی که نمی‌خواهند فقط خرید و فروش کنند، برای کسانی که می‌خواهند بفهمند، برای کسانی که حاضرند به‌جای تعقیب هیجان، به دنبال درک باشند و برای کسانی که باور دارند پشت هر حرکت قیمت، داستانی عمیق ‌تر از چند کندل و چند عدد پنهان شده است.

اگر پس از خواندن این کتاب بتوانی بازار را کمی عمیق‌ تر ببینی، کمی آرام ‌تر تصمیم بگیری و کمی بهتر رفتار آن را درک کنی، احساس می‌کنم سال‌ها تجربه، شکست، تلاش و یادگیری من بیهوده نبوده است.

 

ارادتمند

دکتر رضوانی

بنیان‌گذار TradePlus360