Podcast 24 – My Oil, My Identity – The Dollar Divorce
پادکست ۲۴
کتاب نفت من هویت من
طلاق دلار
وقتی دلار از طلا جدا شد، جهان وارد بدهکاری دائمی شد.
۱۹۷۱ فقط یک تاریخ نیست؛ لحظهایست که پول، از واقعیت طلاق گرفت و قدرت، از مسیر تورم خریداری شد.
این اپیزود را سیو کن؛ چون اگر این نقطه را نفهمی، امروزِ دلار، طلا و جنگ را هم نمیفهمی.
پادکست ۲۴
کتاب نفت من هویت من
طلاق دلار
تصمیم سرنوشت ساز برای رابطه دلار / طلا در پنجاه سال پیش
در این فصل، تلاش میکنم به بررسی تصمیمات مخرب پاول وُلکِر، مقام سابق فدرال رزرو و خزانهداری ایالات متحده آمریکا و تصمیماتی که ریشه در میراث نادرست او دارد، بپردازم.
همچنین به آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، یعنی نقش واقعی او در اتخاذ یکی از سرنوشت سازترین و مخربترین تصمیمات پولی نیم قرن گذشته، که همان جدا کردن دلار آمریکا از طلا است، اشاره خواهم کرد.
همچنین تلاش خواهم کرد جزئیات باز شدن سیستم بانکی ایالات متحده، تحت فشار وال استریت، به روی پولهای آفشور (Off Shore)[1] و پولهای داغ اروپا (Hot Money)[2] و بهطور فزایندهای از منابع مشکوک را بررسی کنیم.
تورم فزاینده دلار آمریکا در طول جنگ ویتنام و امتناع واشنگتن از تعدیل دلار، همانطور که در معاهده برتون وودز در سال ۱۹۴۴ میلادی توافق شده بود، شرکای تجاری مانند فرانسه و آلمان را بر آن داشت تا طلا را با دلار، مبادله کنند، این امر باعث شد که با افزایش تورم در ایالات متحده، تقاضا برای مبادله دلار با طلا افزایش یابد.
اوج تصمیم سرنوشتساز رئیسجمهور ریچارد نیکسون در ۱۵ ماه آگِست ۱۹۷۱ میلادی، یعنی نیم قرن پیش، بود.
نیکسون کجا و برتون وودز کجا ؟؟
شما نشان دادید که چگونه ایالات متحده در سراسر بریتانیا و هر کشورِ امپراطوری ساز دیگری در تاریخ حلقه زده است،
“- هِرمان کان از موسسه هادسون در سال 1971 وقتی مطلع شد که چگونه می توان از کسری پرداخت های ایالات متحده برای استثمار سایر کشورها استفاده کرد،”
1971: آغاز پایان بازی
اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی نقطه عطفی در سیاستهای تشکیلات آمریکا بود، برای تضمین تداوم تسلط ایالات متحده به عنوان ابرقدرت اقتصادی و مالی جهانی، اقدامات چشمگیری لازم بود، هنوز مشخص نبود که چگونه این کار را انجام خواهند داد، اما به زودی، قدرتهایی که بر وال استریت تسلط داشتند، باید یک استراتژی قوی، طراحی و اجرا میکردند.
با تشدید جنگ لیندون جانسون در جنوب شرق آسیا و هزینههای آن، بانکهای بینالمللی و بانکهای مرکزی شروع به فروش دلار و خرید طلا کردند، در سال ۱۹۶۸ میلادی، کسری بودجه فدرال رزرو ایالات متحده که هزینههای کلان جنگ را تأمین میکرد، به اوج بیسابقهای در حدود ۳۰ میلیارد دلار رسید، ذخایر طلا بهطور خطرناکی به کف قانونی ۲۵ درصدی که طبق معاهده برتون وودز مجاز بود، نزدیک شد.
آشفتگی سیاسی در دولت جانسون، باعث افزایش فرار سرمایه شد، زیرا رابرت مَکنامارا ، وزیر دفاع، که بهطور گسترده بهعنوان معمار استراتژی «جنگ بدون پیروزی» شناخته میشد، استعفا داد.
استراتژی جنگ ویتنام عمداً توسط رابرت مَکنامارا ، مَکجورج باندی، مشاور امنیت ملی، همراه با برنامهریزان پنتاگون و مشاوران کلیدی اطراف لیندون جانسون طراحی شده بود تا از همان ابتدا یک «جنگ بدون پیروزی» باشد و از طولانی شدن آن برای تقویت بخش نظامی-اقتصادی ایالات متحده بهرهبرداری شود.
به عقیده واشنگتن، رأیدهندگان آمریکایی هزینههای هنگفتی را برای جنگی جدید علیه «تجاوز کمونیسم» در ویتنام، علیرغم کسری بودجه ایالات متحده، تا زمانی که این جنگ باعث ایجاد مشاغل در نیروگاههای دفاعی شود، خواهند پذیرفت.
بر اساس قوانین دیکتهشده توسط ایالات متحده در چارچوب معاهده برتون وودز، واشنگتن توانست با افزایش تورم دلار از طریق کسریهای عظیم هزینههای داخلی، اروپا و سایر شرکای تجاری را مجبور کند که هزینههای جنگ ایالات متحده را جبران کنند.
تا زمانی که ایالات متحده از کاهش ارزش دلار در برابر طلا خودداری میکرد تا بدتر شدن عملکرد اقتصادی خود از سال۱۹۴۴ میلادی را منعکس کند، اروپا مجبور بود هزینه آن را با پذیرش دلار به همان نسبتی که حدود ۲۰ سال قبل، با وجود تورم شدید، توافق کرده بود را بپردازد.
لیندون جانسون برای تأمین مالی کسریهای عظیم برنامه جامعه بزرگ خود (Great Society program)[3] و همچنین طولانی شدن جنگ ویتنام در دهه ۱۹۶۰ میلادی، از ترس از دست دادن آرا در صورت افزایش مالیات، به سادگی با فروش اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده برای تأمین این کسریها، دلار چاپ کرد.
– در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی، کسری بودجه فدرال ایالات متحده بهطور متوسط سالانه حدود ۳ میلیارد دلار بود و در سال ۱۹۶۷ میلادی با افزایش هزینههای جنگ به رقم نگرانکننده ۹ میلیارد دلار رسید و تا سال ۱۹۶۸ میلادی به رقم خیرهکننده ۲۵ میلیارد دلار رسید.
بانکهای مرکزی اروپا در این دوره شروع به انباشت دلار در حسابهای خود کردند تا بتوانند از آن بهعنوان ذخایر رسمی استفاده کنند، این روند به اصطلاح «انباشت دلار یورو در خارج از کشور» نام گرفت.
از قضا، واشنگتن در سال ۱۹۶۱ میلادی از متحدان خود در اروپا، ژاپن و کشورهای گروه ده درخواست کرده بود که با حفظ ذخایر دلاری رو به رشد خود، به جای بازخرید دلار برای طلای آمریکایی، تخلیه ذخایر طلای ایالات متحده را کاهش دهند (بر اساس دستورالعمل برتون وودز)، بانکهای مرکزی اروپا نیز به نوبه خود با سرمایهگذاری در اوراق خزانه دولت ایالات متحده، سودهای کلانی به دست آوردند.
اما اثر خالص این بود که بانکهای مرکزی اروپا به این ترتیب در واقع کسری بودجه عظیم ایالات متحده در جنگ ویتنام دهه ۱۹۶۰ میلادی را که با آن مخالفت داشتند را «تأمین مالی» کردند.
[1] پولهای آفشور (Off Shore) به سرمایهها و پولهایی گفته میشود که از یک کشور به خارج از مرزهای آن منتقل میشوند و در بانکها، مؤسسات مالی یا مراکز مالی خارجی نگهداری میشوند، این پولها اغلب به دلیل شرایط مالیاتی بهتر، قوانین مالی سهلتر یا دلایل امنیتی به کشورهای دیگر منتقل میشوند،
[2] پولهای داغ (Hot Money) به سرمایههای کوتاهمدتی گفته میشود که به سرعت بین بازارهای مختلف جابجا میشوند تا از نرخهای بهره بالا، فرصتهای سرمایهگذاری کوتاهمدت، یا تغییرات ارزی بهرهبرداری کنند، این پولها به دلیل سرعت بالای جابجایی و تأثیری که بر اقتصاد کشورها میگذارند، اغلب به عنوان پولهای ناپایدار شناخته میشوند، پولهای داغ میتوانند به سرعت وارد یک کشور شوند و سپس به همان سرعت خارج شوند، که این امر میتواند نوسانات اقتصادی و بیثباتی در بازارهای مالی آن کشور ایجاد کند.
[3] برنامه «جامعهٔ بزرگ» (Great Society): جامعهٔ بزرگ» نام مجموعهای از اصلاحات گستردهٔ اجتماعی و اقتصادی بود که در دههٔ ۱۹۶۰ توسط دولت Lyndon B. Johnson اجرا شد و هدف آن کاهش فقر، گسترش عدالت نژادی و افزایش دسترسی عمومی به آموزش و بهداشت بود.
این برنامه شامل طرحهایی مانند Medicare و Medicaid، سرمایهگذاری کلان در آموزش عمومی، مسکن شهری و حمایتهای اجتماعی میشد، اما گستردگی و هزینههای بالای آن، همزمان با مخارج جنگ ویتنام، کسری بودجهٔ بزرگی ایجاد کرد و دولت را به تأمین مالی از طریق بدهی و فشار بر نظام پولی سوق داد؛ مسیری که به تضعیف انضباط مالی و تشدید تنش در نظام پولی بینالمللی انجامید.


