Hormuz on the Verge of Reopening; Iran Opens the Route, but Sets the Rules

هرمز در آستانه بازگشت؛ ایران مسیر را باز می‌کند، اما شروط بازی را خودش تعیین می‌کند

تحلیل: دکتر رضوانی

آنچه در اظهارات اخیر محسن رضایی مطرح شده، از نگاه بازار انرژی بیش از آنکه خبر «بازگشایی تنگه هرمز» باشد، نشانه‌ای از مدیریت مرحله‌ای عبور و مرور در تنگه است. ایران و عمان بر سر یک کریدور کشتیرانی به توافق رسیده‌اند، اما نکته تعیین‌کننده اینجاست که استفاده کامل از مسیر مرکزی تنگه همچنان به توافقی جداگانه با آمریکا و برآورده شدن شروط ایران وابسته است.

بنابراین باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد، کریدور کشتیرانی به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست.

این تفاوت برای بازار نفت بسیار مهم است، زیرا اگرچه توافق ایران و عمان می‌تواند ریسک اختلال کامل در جریان کشتیرانی را کاهش دهد، اما تا زمانی که مسیر مرکزی و پرتردد تنگه به‌طور کامل در دسترس قرار نگیرد، نمی‌توان از بازگشت قطعی و پایدار حجم عادی حمل‌ونقل انرژی سخن گفت.

مطرح شدن پایان جنگ منطقه‌ای به‌عنوان یکی از شروط ایران نیز نشان می‌دهد که مسئله هرمز صرفاً یک موضوع فنی یا دریایی نیست، بلکه مستقیماً به معادله امنیتی و سیاسی منطقه گره خورده است. در همین حال، موضع سخت‌گیرانه‌ تر سپاه پاسداران درباره لغو محاصره بنادر ایران، پرداخت غرامت و رفع تحریم‌ها نشان می‌دهد که هنوز نمی‌توان از وجود یک چارچوب نهایی و یکپارچه در موضع ایران صحبت کرد.

نکته مهم در این تحولات، تفاوت میان باز کردن یک مسیر محدود و بازگشت کامل تردد دریایی به شرایط عادی است. ایران و عمان اکنون درباره یک کریدور مشخص به توافق رسیده‌اند که بخش‌هایی از آن از آب‌های سرزمینی ایران و عمان عبور می‌کند و این اتفاق را می‌توان یک گام فنی و عملی در مسیر کاهش تنش دانست.

اما ایران همچنان استفاده کامل از مسیر مرکزی تنگه را به مجموعه‌ای از شروط مرتبط کرده است. به عبارت دیگر، تهران صرفاً مسیر را باز نکرده، بلکه نحوه و سطح بازگشایی را نیز در چارچوب مذاکرات سیاسی تعریف کرده است و همین موضوع نقطه‌ای است که اهمیت ژئوپلیتیکی هرمز را بیش از پیش نشان می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های اظهارات رضایی، اشاره به پایان جنگ منطقه‌ای به‌عنوان یکی از شروط ایران است.

این موضوع نشان می‌دهد که از نگاه تهران، مسئله هرمز را نمی‌توان از بحران امنیتی منطقه جدا کرد و بازگشایی کامل هرمز صرفاً یک تصمیم درباره کشتیرانی نیست، بلکه بخشی از یک معادله بزرگ‌تر سیاسی، امنیتی و اقتصادی است.

در همین حال، تأکید صریح سپاه پاسداران بر لغو محاصره بنادر ایران، پرداخت غرامت و رفع تحریم‌ها نشان می‌دهد که تهران نه‌تنها برای بازگشایی کامل هرمز عجله‌ای ندارد، بلکه تلاش می‌کند از این اهرم راهبردی برای تحمیل هزینه‌های واقعی به طرف مقابل و تضمین منافع ایران در هر توافق احتمالی استفاده کند.

از دید بازار انرژی، این خبر یک پیام بسیار مهم دارد، ریسک هرمز کاهش یافته، اما هنوز از بین نرفته است.

توافق ایران و عمان می‌تواند بخشی از نگرانی بازار درباره توقف کامل جریان کشتیرانی را کاهش دهد و همین موضوع می‌تواند فشار نزولی بر قیمت نفت ایجاد کند، اما بازگشت کامل حجم عادی حمل‌ونقل انرژی هنوز به عوامل دیگری وابسته است.

نهایی شدن شروط ایران، واکنش رسمی آمریکا، نتیجه مذاکرات تهران و واشنگتن، بازگشایی مسیر مرکزی تنگه و برقراری پایدار تردد نفتکش‌ها، عواملی هستند که باید در ادامه زیر نظر گرفته شوند. تا زمانی که این عوامل محقق نشده‌اند، بازار نمی‌تواند ریسک هرمز را به‌طور کامل از قیمت نفت حذف کند.

از نگاه من، اکنون مهم‌ترین متغیر برای معامله‌گران خود توافق ایران و عمان نیست، بلکه واکنش آمریکا به شروط تهران است.

اگر واشنگتن وارد مذاکره جدی درباره شروط ایران شود، احتمال کاهش بیشتر ریسک ژئوپلیتیک و در نتیجه فشار بیشتر بر قیمت نفت افزایش خواهد یافت، اما اگر آمریکا شروط ایران را نپذیرد یا مذاکرات به بن‌بست برسد، کریدور ایجادشده میان ایران و عمان ممکن است صرفاً به‌عنوان یک راه‌حل موقت و محدود تلقی شود.

در چنین شرایطی، صرف ریسک هرمز می‌تواند دوباره در بازار نفت افزایش یابد. به همین دلیل، معامله‌گران نباید تنها به خبر باز شدن یک مسیر محدود توجه کنند، بلکه باید مسیر مذاکرات سیاسی و نحوه واکنش واشنگتن را به‌عنوان متغیر اصلی تعیین‌کننده آینده جریان انرژی از تنگه هرمز دنبال کنند.

نباید فراموش کرد که تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان است و بخش قابل‌توجهی از تجارت دریابرد نفت و گاز طبیعی مایع‌شده جهان از این منطقه عبور می‌کند. بنابراین هر تغییری در وضعیت هرمز، مستقیماً روی بازار انرژی، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها و انتظارات تورمی جهانی اثر می‌گذارد.

آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه یک بازگشایی ساده باشد، نوعی بازگشایی مرحله‌ای و مشروط است.

ایران یک مسیر را باز کرده، اما مسیر اصلی همچنان به مذاکرات سیاسی گره خورده است و همین موضوع نشان می‌دهد که تهران هنوز از اهرم هرمز در مذاکرات خود استفاده می‌کند.

از منظر بازار نفت، باید میان کاهش ریسک و رفع ریسک تفاوت قائل شد.

توافق ایران و عمان می‌تواند ریسک فوری اختلال در حمل‌ونقل را کاهش دهد، اما تا زمانی که مسیر اصلی تنگه باز نشده و یک توافق سیاسی پایدار شکل نگرفته است، نمی‌توان گفت ریسک هرمز به پایان رسیده است.

از منظر ژئوپلیتیک نیز باز شدن یک کریدور به معنای واگذاری اهرم هرمز نیست. ایران می‌تواند همزمان با کاهش تنش و ایجاد امکان عبور محدود، همچنان از دسترسی کامل به مسیر مرکزی به‌عنوان یک اهرم مهم در مذاکرات استفاده کند.

جمع‌بندی دکتر رضوانی

هرمز در آستانه بازگشت است، اما بازگشت آن با شروط ایران تعریف می‌شود. توافق ایران و عمان یک گام مهم در کاهش تنش و ایجاد مسیر عبوری است، اما نباید آن را با بازگشایی کامل تنگه اشتباه گرفت.

ایران در حال حرکت به سمت بازگشایی است، اما بازگشایی کامل را به یک توافق سیاسی گسترده‌تر گره زده است.

بنابراین در تحلیل بازار نفت، کاهش ریسک به معنای حذف ریسک نیست و باز شدن یک کریدور نیز به معنای واگذاری اهرم هرمز نخواهد بود.

تا زمانی که مسیر مرکزی تنگه باز نشده و توافق سیاسی میان تهران و واشنگتن شکل نگرفته است، هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین کارت‌های ژئوپلیتیکی ایران در معادلات منطقه‌ای و بازار انرژی جهان باقی خواهد ماند.