Gold or Bitcoin: Who Is the Real Winner of the Debasement Trade?
طلا یا بیتکوین؛ کدامیک واقعاً برنده کاهش ارزش پول است؟
وقتی بدهی دولتها بالا میرود، چرا سرمایهها اول به سمت طلا میروند؟
به قلم دکتر رضوانی – ترید به سبک TradePlus360
سالهاست یک روایت قدرتمند در بازارهای مالی وجود دارد: اگر دولتها بیش از اندازه بدهی ایجاد کنند، قدرت خرید ارزهای فیات کاهش پیدا میکند و سرمایهگذاران برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت داراییهای کمیاب تر حرکت میکنند، این همان چیزی است که در بازار با عنوان Debasement Trade (دِبِیسْمِنت تِرِید)[1] یا معامله کاهش ارزش پول شناخته میشود.
امروز این روایت بیش از هر زمان دیگری در حال آزمایش شدن است، بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده، بازده اوراق خزانه بلند مدت به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسیده و نگرانی درباره پایداری مالی فقط به آمریکا محدود نیست؛ ژاپن، اروپا و بریتانیا نیز با همین مسئله دست وپنجه نرم میکنند.
در چنین فضایی، یک سؤال مهم مطرح میشود: اگر قرار است سرمایه گذاران از کاهش ارزش پول و افزایش بدهی دولتها محافظت کنند، چرا طلا بهتر از بیت کوین عمل میکند؟
پاسخ، در تفاوت ریسکهایی است که این دو دارایی پوشش میدهند.
طلا؛ خط اول دفاع در برابر بحران اعتماد
در شرایط عادی، افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا باید برای طلا خبر بدی باشد.
طلا سود دورهای پرداخت نمیکند و وقتی سرمایه گذار میتواند نزدیک به ۵ درصد از اوراق دولتی بازده دریافت کند، طبیعتاً هزینه نگهداری طلا افزایش پیدا میکند.
اما مسئله امروز فقط نرخ بازده نیست.
اگر نگرانی سرمایهگذار از «تورم» به سمت اعتبار دولت، پایداری بدهی و توانایی دولت برای مدیریت بدهیهای خود تغییر کند، معادله کاملاً متفاوت میشود.
در این شرایط، طلا دیگر فقط با یک اوراق دارای سود مقایسه نمیشود؛ طلا به داراییای تبدیل میشود که ریسک اعتباری دولت آمریکا را ندارد.
همین تفاوت شاید یکی از مهمترین دلایل عملکرد قدرتمند طلا طی دو سال گذشته باشد.
پس چرا بیت کوین، طلای دیجیتال، همان رفتار را ندارد؟
از نظر تئوری، بیتکوین تقریباً تمام ویژگیهایی را دارد که یک سرمایه گذار برای مقابله با کاهش ارزش پول به دنبال آن است.
عرضه بیتکوین به ۲۱ میلیون واحد محدود است، دولتها نمیتوانند به سادگی عرضه آن را افزایش دهند و برخلاف طلا، انتقال آن در سراسر جهان بدون نیاز به نگهداری فیزیکی امکان پذیر است ، به همین دلیل سالهاست بیتکوین راطلای دیجیتال مینامند.
اما مشکل دقیقاً زمانی آشکار میشود که شرایط مالی بازار سخت میشود.
بیتکوین هنوز به شدت به نقدینگی، انتظارات نرخ بهره و اشتهای سرمایه گذاران برای پذیرش ریسک وابسته است.
بازده واقعی بالاتر میتواند به داراییهای سفته بازانه فشار وارد کند، افت بازار سهام میتواند بازار رمزارز را نیز پایین بکشد و دلار قویتر میتواند شرایط مالی را سختتر کند.
از سوی دیگر، ورود بخش بزرگی از سرمایه به بیتکوین از طریق ETFها باعث شده این دارایی بیش از گذشته با جریانهای سنتی سرمایه در بازارهای مالی درهمتنیده شود.
اینجا دقیقاً همان جایی است که تفاوت بیتکوین و طلا خودش را نشان میدهد.
طلا یک سابقه نهادی دارد که بیتکوین هنوز به آن نرسیده است
وقتی سرمایهگذاران نسبت به پایداری مالی دولتها، ریسک ژئوپلیتیکی یا قدرت خرید ارزها نگران میشوند، طلا تنها یک دارایی سرمایهگذاری نیست چون دههها سابقه رفتاری و نهادی پشت آن قرار دارد.
بانکهای مرکزی طلا نگهداری میکنند .
مدیران ذخایر ارزی دولتها جایگاه آن را میشناسند.
صندوقهای بازنشستگی و سرمایهگذاران کلان نیز دقیقاً میدانند طلا چه نقشی در سبد دارایی آنها دارد.
بیتکوین هنوز از نظر دستیابی به چنین جایگاه نهادی، کاملاً به آن نقطه نرسیده است.
بنابراین شاید مقایسه بیتکوین با طلا بهعنوان دو دارایی کاملاً مشابه، بیش از حد ساده انگارانه باشد.
طلا و بیتکوین الزاماً یک ریسک را پوشش نمیدهند
از نگاه من، بیتکوین برای موفقیت نیازی ندارد جای طلا را بگیرد.
در جهانی که سرمایهگذاران نگران بدهی دولتها، بیثباتی ژئوپلیتیکی و کاهش اعتماد به داراییهای دولتی هستند، طلا در حال حاضر ابزار مناسب تری برای حفظ ارزش به نظر میرسد.
اما این به معنای شکست نظریه پولی بیتکوین نیست.
بیتکوین میتواند در همین شرایط نیز مقاومت کند؛ اما برای اینکه از طلا عملکرد بهتری داشته باشد، احتمالاً به محیطی نیاز دارد که در آن شرایط مالی آسانتر، نقدینگی بیشتر و اشتهای ریسک بالاتر باشد.
و این دقیقاً همان تفاوتی است که امروز اهمیت دارد.
نفت به سمت ۱۰۰ دلار حرکت کرده، بازده اوراق خزانه همچنان نزدیک بالاترین سطوح چند سال اخیر است و بازار درباره احتمال سختتر شدن سیاست پولی فدرال رزرو بحث میکند.
برای یک دارایی با بتای بالا مانند بیتکوین، این ترکیب الزاماً محیط ایدهآلی برای درخشش نیست.
اما آیا عملکرد طلا به معنای شکست بیتکوین است؟
نه.
عملکرد بهتر طلا در دو سال گذشته لزوماً به معنای شکست نظریه پولی بیتکوین نیست.
مسئله بیشتر زمانبندی است.
در شرایط فعلی، وقتی اعتماد سرمایهگذاران به دولتها کاهش پیدا میکند و نگرانی درباره بدهیهای دولتی افزایش مییابد، طلا بهعنوان اولین خط دفاع ظاهر میشود.
اما جایگاه بیتکوین شاید کمی جلوتر در زنجیره انتقال این بحران قرار داشته باشد.
اگر افزایش بدهی در نهایت سیاستگذاران را مجبور کند بازده اوراق را سرکوب کنند، نقدینگی را افزایش دهند و تورم بالاتر را تحمل کنند، آنجاست که داستان کمیابی بیتکوین میتواند دوباره وارد میدان شود.
یعنی ممکن است امروز طلا برنده اول این معامله باشد، اما اگر سیاستگذاران برای حل مشکل بدهی به سمت پول آسانتر، نقدینگی بیشتر و تحمل تورم بالاتر حرکت کنند، بیتکوین میتواند در مرحله بعدی این چرخه نقش پررنگتری پیدا کند.
جمعبندی
پیام بازار در حال حاضر نسبتاً روشن است:
سرمایه گذاران نگران ریسک مالی و ارزی هستند، اما فعلاً برای محافظت از خود، طلا را به بیتکوین ترجیح میدهند.
بنابراین داستان «کاهش ارزش پول» شکست نخورده است؛ فقط برنده فعلی آن طلاست، نه بیتکوین.
طلا امروز خط اول دفاع در برابر کاهش اعتماد به دولتها و بدهیهای دولتی است.
بیتکوین شاید داستان مرحله بعد باشد؛ زمانی که بحران بدهی از مرحله نگرانی عبور کند و سیاستگذار برای کنترل آن مجبور شود نقدینگی بیشتری وارد سیستم کند و تورم بالاتر را بپذیرد.
طلا = پناهگاه فعلی در برابر ریسک مالی و ارزی
بیتکوین = گزینه بالقوه مرحله بعدی، در صورت بازگشت نقدینگی
بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که طلا یا بیتکوین؟
سؤال مهمتر این است:
بحران بدهی آمریکا در نهایت سرمایه را به سمت طلا میبرد، یا سیاستهای پولی آینده موتور بعدی بیتکوین را روشن خواهد کرد؟
[1] Debasement Trade معامله کاهش ارزش پول: به استراتژی سرمایهگذاری گفته میشود که در آن سرمایهگذاران، در واکنش به نگرانی از تورم، افزایش بدهی دولتها، رشد نقدینگی و کاهش قدرت خرید ارزهای فیات، به سمت داراییهای کمیاب و ذخیره ارزش مانند طلا و گاهی بیتکوین حرکت میکنند تا از ارزش دارایی خود در برابر افت قدرت خرید پول محافظت کنند.


