Gold Could Fall to $4,000 — But the Real Game Starts There
طلا تا ۴,۰۰۰ دلار میریزد، اما بازی تازه از آنجا شروع میشود
به قلم دکتر رضوانی
ترید به سبک TradePlus360
طلا فعلاً در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است، جایی که فشار نرخ بهره، بازدهی اوراق و قدرت دلار آمریکا در کوتاهمدت در برابر تقاضای ساختاری برای طلا ایستادهاند.
استیت استریت معتقد است قیمت طلا ممکن است طی یک هفته آینده و تحت تأثیر افزایش انتظارات برای افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، بازدهی بالاتر اوراق و تقویت دلار آمریکا، دوباره به سمت ۴,۰۰۰ دلار به ازای هر اونس حرکت کند، اما این مؤسسه همچنان انتظار دارد محدوده ۴,۰۰۰ دلار حفظ شود و طلا بتواند طی شش ماه آینده به ۵,۰۰۰ دلار برسد.
در حال حاضر طلا بیش از هر چیز تحت تأثیر نرخ بهره و دلار معامله میشود. معاملات آتی طلا روز دوشنبه به پایینترین سطح خود از اوایل ماه اوت رسید، زیرا اخبار مربوط به ایران، افزایش قیمت نفت و احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو برای ماه اکتبر که به بالای ۷۰ درصد رسیده، باعث افزایش بازدهی اوراق شد.
این شرایط باعث شده محدوده ۴,۰۰۰ دلار به یک کف روانی مهم تبدیل شود. شکست این سطح میتواند یک پرسش اساسی را پیش روی بازار قرار دهد، آیا تقاضای ساختاری طلا همچنان میتواند فشار ناشی از یک فدرال رزرو انقباضی را جذب کند یا خیر.
اما داستان طلا فقط نرخ بهره نیست.
رئیس استراتژی طلا در استیت استریت در گفتوگو با کیتکو نیوز، حرکت فعلی را بیشتر یک عقبنشینی تاکتیکی توصیف کرده تا تغییری در مسیر بلندمدت طلا.
از نگاه او، بازار از اواسط ماه آگست دو افزایش دیگر نرخ بهره فدرال رزرو را در قیمتها لحاظ کرده است و همین تغییر شدید در انتظارات نرخ بهره، بازدهی اسمی و واقعی اوراق را بالاتر برده و دلار را تقویت کرده است.
تمام این عوامل در کوتاهمدت علیه طلا عمل میکنند.
اما مسئله مهم اینجاست که افزایش نرخ بهره الزاماً مشکلات مالی آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ را حل نمیکند. برعکس، نرخهای بالاتر هزینه تأمین مالی و خدمات بدهی دولتها را افزایش میدهد.
استیت استریت در گزارش ماه سپتامبر خود به همین مسئله اشاره کرده است. صرف ریسک سررسید در آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۱ رسیده است، در حالی که بدهی عمومی آمریکا در ماه اوت از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
آخرین یک تریلیون دلار نیز تقریباً طی پنج ماه به بدهی آمریکا اضافه شده است.
از نگاه استیت استریت، افزایش صرف ریسک سررسید با نگرانیهایی درباره اعتبار نهادی، تورم پایدار، عدم تعادلهای مالی و افزایش عرضه اوراق خزانهداری ارتباط دارد.
اینجاست که طلا یک مزیت ساختاری پیدا میکند.
طلا تنها با نرخ بهره معامله نمیشود، بلکه در دورههایی که نگرانی درباره بدهی دولتها، تورم، اعتبار پول و ریسکهای ژئوپلیتیکی افزایش پیدا میکند، تقاضای دیگری نیز وارد بازار میشود.
نمونه روشن آن چین است.
واردات طلای غیرپولی چین در هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶ به رکورد ۱,۰۰۰ تن رسیده است، یعنی ۷۸ درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته، حتی در شرایطی که قیمت طلا در بازار داخلی چین بهطور میانگین حدود ۴۵ درصد بالاتر بوده است.
این یعنی افزایش قیمت نتوانسته تقاضای چین را از بازار خارج کند.
در سمت دیگر بازار نیز سرمایهگذاران غربی همچنان در افتهای قیمتی خریدار بودهاند.
ETFهای دارای پشتوانه طلا در سراسر جهان در ماه اوت حدود ۱۷ میلیارد دلار ورود سرمایه ثبت کردند که حدود ۸ میلیارد دلار آن مربوط به صندوقهای فهرستشده در آمریکا بوده است.
این قویترین ماه برای این صندوقها از سپتامبر ۲۰۲۵ محسوب میشود و ورود سرمایه در ماه سپتامبر نیز ادامه داشته است.
بازار آپشن نیز نشانههایی از حمایت از چشمانداز بلندمدت طلا نشان میدهد. شیب معاملات آپشنهای بلندمدت همچنان صعودی است و جریان معاملات مشتقه از وضعیت متمایل به اختیار فروش به سمت اختیار خرید تغییر کرده است.
بنابراین بازار طلا اکنون درگیر یک تضاد جدی است.
در یک طرف، فدرال رزرو قرار دارد، بازدهی واقعی بالا رفته، دلار تقویت شده و بازار احتمال افزایش بیشتر نرخ بهره را قیمتگذاری کرده است.
در طرف دیگر، چین در حال خرید است، ETFها شاهد ورود سرمایه هستند، بدهی دولتها افزایش یافته، ریسکهای تورمی همچنان پابرجاست و نگرانیهای ژئوپلیتیکی نیز از بین نرفتهاند.
به همین دلیل است که استیت استریت سقوط احتمالی طلا به سمت ۴,۰۰۰ دلار را لزوماً بهعنوان تغییر روند بلندمدت نمیبیند.
۴,۰۰۰ دلار در این سناریو فقط یک عدد نیست.
این محدوده میتواند به نقطهای تبدیل شود که بازار مجبور شود دوباره قدرت واقعی خریداران را آزمایش کند.
اگر ۴,۰۰۰ دلار حفظ شود و تقاضای ساختاری همچنان بتواند فشار ناشی از بازدهی واقعی بالا را جذب کند، سناریوی ۵,۰۰۰ دلار همچنان روی میز باقی خواهد ماند.
اما اگر این محدوده از دست برود، معادله بازار تغییر خواهد کرد و آن زمان دیگر مسئله فقط یک اصلاح معمولی نخواهد بود، بلکه بازار باید نشان دهد که آیا تقاضای ساختاری واقعاً قدرت جذب عرضه را دارد یا خیر.
از طرف دیگر، اگر بازدهی واقعی کاهش پیدا کند یا دلار تحت تأثیر دادههای اقتصادی ضعیفتر آمریکا عقبنشینی کند، شرایط میتواند به سرعت تغییر کند.
گزارش اشتغال ضعیفتر یا داده تورمی پایینتر از انتظار میتواند انتظارات نرخ بهره را تغییر دهد و بخشی از فشار فعلی روی طلا را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، همان عاملی که امروز بهعنوان فشار فروش عمل میکند، میتواند به محرک صعود تبدیل شود.
بنابراین توجه بازار اکنون به سه متغیر اصلی معطوف است، دادههای اقتصادی آمریکا، مسیر دلار و بازدهی اوراق خزانهداری.
در سمت دیگر نیز باید دید خرید چین و سرمایهگذاران غربی تا چه اندازه میتواند عرضه موجود در بازار را جذب کند.
استیت استریت همچنان رسیدن طلا به ۵,۰۰۰ دلار طی شش ماه آینده را ممکن میداند، اما این دیدگاه مشروط است.
شرط نخست، حفظ محدوده ۴,۰۰۰ دلار است.
شرط دوم، ادامه تقاضای ساختاری از سوی چین، ETFها و سرمایهگذاران بلندمدت است.
و شرط سوم، این است که فشار ناشی از نرخهای بهره و بازدهی واقعی بالا در نهایت کاهش پیدا کند.
در TradePlus360، مسئله فقط این نیست که طلا به ۴,۰۰۰ دلار میرسد یا ۵,۰۰۰ دلار.
مسئله مهمتر این است که در مسیر رسیدن به این سطوح، چه کسی نقدینگی بازار را تأمین میکند، چه کسی در شکستها گرفتار میشود و چه کسی پشت حرکت واقعی بازار قرار گرفته است.
ممکن است طلا تا ۴,۰۰۰ دلار سقوط کند.
اما اگر این سطح حفظ شود، شاید سؤال اصلی بازار دیگر این نباشد که «طلا چقدر میتواند پایین بیاید»، بلکه این باشد که آیا ۴,۰۰۰ دلار همان نقطهای است که بازی جدید طلا از آن آغاز میشود.


