Podcast 17 – My Oil, My Identity: Severing the Dollar–Gold Link
پادکست ۱۷
کتاب نفت من هویت من
روزی که دلار از طلا طلاق گرفت، آغاز بیپشتوانگی…
از تعطیلی بانکها و مصادره طلای مردم تا لغو رسمی استاندارد طلا؛ جایی که دولت، بدهی را نجات داد و اعتماد را قربانی کرد. این اپیزود نشان میدهد چگونه «امنیت پول» جای خود را به قدرت سیاسیِ پول بیپشتوانه داد؛ تصمیمی که هنوز هزینهاش را میپردازیم. سیوش کن؛ اینجا نقطه تولد دنیای مالی امروز است.
پادکست ۱۷
کتاب نفت من هویت من
روزی که دلار از طلا طلاق گرفت، آغاز بیپشتوانگی…
بحران طلا و کاهش ارزش دلار
تا ژانویه 1934، عملکرد معیوب استاندارد طلای ایالات متحده به طور جدی به تضعیف اعتماد عمومی به بانکداری منجر شد، در همین حال، دولت به طور علنی اعلام کرد که کدام بانکهای داخلی ایالات متحده در خطر قرار گرفته و به کمکهای دولتی نیاز دارند، که باعث ایجاد وحشت جدیدی میان سپردهگذاران در هزاران بانک کوچکتر و با سرمایه ضعیف شد.
روزولت، دو روز پس از تحلیف خود به عنوان رئیسجمهور در ۶ مارس ۱۹۳۳، دستور تعطیلی چهار روزه بانکداری ملی را صادر کرد، هدف اصلی این اقدام،جلوگیری از احتکار یا صادرات طلا و نقره بود، در این مدت، تمام بانکها در ایالات متحده تعطیل شدند و سپردهگذاری و برداشت غیرممکن بود، حسابرسان فدرال برای بررسی حسابهای تمامی بانکها و تأیید وضعیت مالی آنها، به طور مداوم کار میکردند تا مشخص کنند کدام بانکها بدهکار هستند و کدام باید بسته شوند.
رئیسجمهور برای توجیه اقدامات خود، به قانون تجارت با دشمن از سال 1917 استناد کرد و احتمالاً، به این دلیل بود که دارندگان خارجی دلارهای آمریکا با پشتوانه طلا بهعنوان «دشمن» تلقی میشدند.
کنگره، ظرف سه روز، قانون بانکداری اضطراری را تصویب کرد که اقداماتِ رئیسجمهور را تأیید میکرد و به او اختیارات گستردهای برای ادامه کار میداد، روزولت، در 5 اِپریل 1933، فرمان اجراییای را امضا کرد که بر اساس آن، داشتن یا ذخیره سکههای طلا و شمش برای شهروندان آمریکایی غیرقانونی اعلام شد.
بدین ترتیب، دولت فدرال به طور گستردهای طلای شهروندان خود را مصادره کرد، با توجه به اینکه طلا بهعنوان ذخیره نهایی ارزش، برای یک ارز یا بازپرداخت بدهیها محسوب میشد، این اقدام، مصادرهای گسترده و اجباری از ثروت خصوصی شهروندان بهحساب میآمد، شهروندان قادر به اقدام در این زمینه نبودند و تنها میتوانستند در میان بحران اقتصادی عمیقتر، به روزهای بهتر امیدوار باشند، تعداد کمی از مردم عملکرد پیچیده طلا را درک کردند.
با مصادره ذخایر طلای غیرنظامی، دولت ایالات متحده نه تنها انبارهای طلای خود را به هزینه شهروندان خود پر کرد، بلکه هرگونه امکان متوسل شدن شهروندان به طلا برای ذخیره بلندمدت شخصی در میان بدترین رکود اقتصادی کشور را نیز قطع کرد.
در همین حال، دولت، تبدیل دلارهای خود به طلا را متوقف کرد، در 5 ژوئن 1933، کنگره به طور رسمی استاندارد طلا را کنار گذاشت و قرارداد سنتی ماده-طلا، که به موجب آن طلبکاران میتوانستند بازپرداخت را به ارز یا طلا مطالبه کنند، باطل اعلام کرد.
حدود 100 میلیارد دلار از چنین قراردادهایی، که مبلغی سرسامآور بود، در آن زمان برای انواع مختلف اسناد از جمله وامهای مسکن، بیمهنامه های عمر و اوراق قرضه راهآهن قابل پرداخت بود، ماده-طلا، بیمهای در برابر تورم و تضمین بازپرداخت صحیح پول بود.
با لغو ماده-طلا، طلبکاران دیگر نمیتوانستند بدهیهای خصوصی را با سکه طلا بازپرداخت کنند، سناتور تُوماس گور از اوکلاهاما، وقتی نظرش را درباره لغو ماده-طلا توسط کنگره پرسیدند، پاسخ داد: «چرا این فقط دزدی است، اینطور نیست، آقای رئیسجمهور؟» لندن، با کمی دیپلماسی بیشتر، بیانیه خزانهداری ایالات متحده مبنی بر اینکه دیگر بدهیهای خود را با طلا پرداخت نمیکند، بهعنوان «نقص آمریکا» یاد کرد.


