Gold Analysis (XAUUSD) Is the Market Building a Trend or Building a Trap?

تحلیل طلا (XAUUSD) بازار در حال ساخت روند است یا در حال ساخت تله؟

به قلم  : دکتر رضوانی

ترید به سبک TradePlus360

این چارت از نگاه TradePlus360 اصلاً یک مثلث ساده نیست، بلکه یک میدان نبرد برای انتقال مالکیت انرژی است، بیشتر معامله‌ گران فقط دو خط روند را می‌بینند و منتظر شکست یکی از آن‌ها هستند، اما سؤال اصلی این نیست که مثلث به کدام سمت می‌شکند، سؤال اصلی این است که در داخل این مثلث چه کسی در حال ساخت موقعیت است و چه کسی فقط در حال واکنش نشان دادن است؟ زیرا شکست نهایی فقط نتیجه چیزی است که از مدت‌ها قبل درون این ساختار در حال شکل‌ گیری بوده است.

اولین نکته‌ای که توجه را جلب می‌کند این است که فروشندگان هنوز از نظر ساختاری برتری دارند، زیرا هر موج صعودی در محدوده‌ای پایین‌تر از موج قبلی متوقف شده و بازار موفق به ساختن یک Higher High نشده است، بنابراین از دیدگاه ساختار، روند نزولی هنوز باطل نشده است، اما هم‌ زمان خریداران نیز اجازه نداده‌اند بازار کف جدیدی ایجاد کند و هر بار در نزدیکی ناحیه حمایتی مشخص‌شده وارد بازار شده‌اند، نتیجه این رفتار آن است که نه فروشندگان توان توسعه روند نزولی را دارند و نه خریداران قدرت آغاز روند صعودی را، بنابراین بازار وارد مرحله‌ای شده که در TradePlus360 آن را فشردگی انرژی می‌نامیم، یعنی انرژی در حال فشرده شدن است اما هنوز جهت آزاد شدن آن مشخص نیست.

اگر کیفیت امواج را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که موج‌های نزولی نیز مانند گذشته قدرتمند نیستند، در ابتدای چارت هر حمله فروشندگان با کندل‌های بلند، زاویه تند و توسعه زیاد همراه بود، اما اکنون هر موج نزولی پس از طی مسافت کوتاه‌ تری متوقف می‌شود و سریعاً با واکنش خریداران روبه‌ رو می‌شود، این یعنی فروشندگان هنوز کنترل بازار را از دست نداده‌اند، اما برای پایین بردن قیمت باید انرژی بسیار بیشتری نسبت به قبل مصرف کنند، این یکی از اولین نشانه‌های کاهش راندمان روند نزولی است.

از طرف دیگر، خریداران نیز هنوز موفق نشده‌اند ثابت کنند که روند جدیدی آغاز کرده‌اند، هر موج صعودی دقیقاً در برخورد با خط روند نزولی دچار افت مومنتوم می‌شود و بازار نمی‌تواند قلمرو جدیدی برای خود ایجاد کند، بنابراین آنچه اکنون روی چارت دیده می‌شود، بیشتر شبیه تجمع انرژی است تا توسعه انرژی، یعنی بازار هنوز در حال ساخت تصمیم است، نه اجرای تصمیم.

اگر این چارت را با مفهوم Deep Foundation Theory بررسی کنیم، ناحیه آبی پایین چارت اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند، این محدوده فقط یک حمایت ساده نیست، بلکه فونداسیونی است که خریداران چندین بار از آن دفاع کرده‌اند، هرچه این دفاع‌ها بیشتر شوند و بازار همچنان بالای این محدوده باقی بماند، احتمال آنکه پول هوشمند در حال ساخت زیرساخت یک حرکت صعودی باشد افزایش پیدا می‌کند، اما اگر همین فونداسیون از دست برود، تمام طبقات فعلی بازار نیز ارزش خود را از دست خواهند داد و سناریوی نزولی با قدرت بیشتری فعال خواهد شد.

Deep Foundation Theory (نظریه بنیان عمیق) بیان می‌کند که روندهای بزرگ بازار هرگز از یک حرکت ناگهانی آغاز نمی‌شوند، بلکه پیش از آنکه قیمت حرکت اصلی خود را آغاز کند، در لایه‌های پنهان بازار یک بنیان عمیق از انباشت، جذب نقدینگی، تغییر تدریجی رفتار و انتقال انرژی شکل می‌گیرد و هرچه این بنیان عمیق‌تر و کامل‌تر باشد، روند بعدی پایدارتر، قدرتمندتر و ماندگارتر خواهد بود.

یکی از مهم‌ترین اشتباهات معامله‌گران در چنین شرایطی این است که صرفاً با دیدن شکست خط روند وارد معامله می‌شوند، در حالی که شکست، پایان کار نیست بلکه آغاز آزمون بازار است، اگر قیمت از خط روند نزولی عبور کند اما نتواند بالای آن تثبیت شود و دوباره به داخل مثلث بازگردد، این حرکت بیشتر شبیه Liquidity Bait یا طعمه نقدینگی خواهد بود تا آغاز یک روند جدید، بنابراین کیفیت حفظ ناحیه شکسته‌ شده بسیار مهم‌ تر از خود شکست است.

از دیدگاه ما، این بازار هنوز وارد Mother Wave نشده است، زیرا هنوز هیچ‌ کدام از دو طرف نتوانسته‌اند موج دوم تأییدکننده ایجاد کنند، فروشندگان دیگر مانند گذشته قدرت توسعه ندارند و خریداران نیز هنوز موفق به تصاحب مقاومت نشده‌اند، بنابراین هر دو گروه فقط در حال مصرف انرژی هستند و بازار منتظر ورود نیرویی است که بتواند تعادل فعلی را بر هم بزند.

اگر خودم بخواهم بر اساس این چارت معامله کنم، در این نقطه نه خرید می‌کنم و نه فروش، نه به دلیل ترس، بلکه چون نسبت ریسک به بازده هنوز به نفع من نیست، من اجازه می‌دهم بازار ابتدا تصمیم خود را آشکار کند و سپس وارد شوم، زیرا در چنین ساختاری، سود اصلی متعلق به کسی نیست که زودتر وارد می‌شود، بلکه متعلق به کسی است که بعد از اثبات جهت، با احتمال موفقیت بالاتر وارد بازار می‌شود. 

سناریوی خرید: فقط زمانی خرید را ترجیح می‌دهم که قیمت خط روند نزولی را با کندل‌های قدرتمند بشکند، بالای آن تثبیت شود و در اولین پولبک همان ناحیه را حفظ کند، زیرا در این حالت بازار فقط مقاومت را لمس نکرده، بلکه مالکیت آن را نیز به دست آورده است و احتمال شکل‌گیری یک Mother Wave جدید افزایش پیدا می‌کند.

سناریوی فروش: اگر ناحیه حمایتی آبی و خط روند صعودی به‌ طور هم‌ زمان از دست بروند، قیمت زیر آن‌ها تثبیت شود و پولبک نیز نتواند دوباره وارد مثلث شود، فروش را منطقی‌تر می‌دانم، زیرا در آن حالت فونداسیون فعلی بازار تخریب شده و انرژی فشرده‌شده احتمالاً در جهت نزولی آزاد خواهد شد.

جمع‌بندی نهایی: این بازار نه صعودی است و نه نزولی، بلکه در حال انتخاب فرمانده بعدی خود است، خریداران و فروشندگان هر دو بخشی از انرژی خود را مصرف کرده‌اند و اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که تنها یک شکست معتبر همراه با حفظ ساختار می‌تواند برنده نهایی را مشخص کند، بنابراین در این چارت، معامله روی تأیید ساختار بسیار ارزشمندتر از معامله روی پیش‌بینی جهت است.