A Holiday-Shortened Week, A Market on the Edge: Could Hormuz Ignite a Shock in Oil, Gold and Wall Street?
هفتهای پر از تعطیلی، بازاری در آستانه شوک؛ آیا هرمز جرقه انفجار نفت، طلا و والاستریت را میزند؟
تحلیل گر : دکتر رضوانی
ترید به سبک TradePlus360
تعطیلی بازارهای مالی به معنای تعطیلی ریسک نیست؛ گاهی دقیقاً برعکس، وقتی بخش بزرگی از بازار در تعطیلات به سر میبرد، کوچک ترین شوک میتواند اثر بسیار بزرگ تری بر قیمتها ایجاد کند.
هفته پیشرو از همین جنس است؛ هفتهای با تعداد روزهای معاملاتی کمتر، نقدینگی متفاوت و در عین حال ریسکی که نمیتوان آن را با تعطیلی بازارها متوقف کرد: تنش میان ایران و آمریکا و آینده تنگه هرمز.
بازار جهانی در این هفته با یک سؤال بسیار جدی روبه روست:
اگر تنش نظامی میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شود، نخستین بازاری که این شوک را جذب خواهد کرد کدام است؟ نفت، طلا، دلار یا سهام آمریکا؟
پاسخ به این سؤال صرفاً به تیتر اخبار بستگی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد این است که آیا تنش سیاسی و نظامی از سطح تهدید و حمله فراتر میرود و به اختلال واقعی در جریان انرژی تبدیل میشود یا خیر.
تنگه هرمز؛ نقطهای فراتر از یک مسیر جغرافیایی
تنگه هرمز دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند، این آبراه فقط یک مسیر جغرافیایی نیست؛ یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان است.
بنابراین، هرگونه اختلال جدی و پایدار در عبور نفتکشها میتواند معادله بازار را از ریسک ژئوپلیتیکی» به «شوک عرضه انرژی تغییر دهد.
این همان نقطهای است که معاملهگران باید بیش از هر تیتر سیاسی دیگری به آن توجه کنند.
هشدارهای اخیر مقامهای ایرانی نیز بار دیگر این ریسک را در مرکز توجه بازار قرار داده است، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، اعلام کرده است که حملات جدید علیه ایران با واکنشی «سریعتر، سنگینتر و دردناکتر» مواجه خواهد شد.
همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا از اقدامات نیروهای آمریکایی علیه اهداف مرتبط با حملات و نفتکشهای حامل نفت ایران خبر داده و سپاه پاسداران نیز از اقدام علیه چند کشتی مرتبط با آمریکا و نفتکشها در تنگه هرمز سخن گفته است.
اما بازار بهدنبال تعیین مقصر نیست.
بازار دنبال پاسخ یک سؤال اقتصادی است:
آیا این درگیری میتواند جریان انرژی را مختل کند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، دیگر با یک جنگ خبری یا یک موج کوتاه ریسکگریزی مواجه نیستیم.
در آن شرایط، قیمت نفت باید ریسک کمبود عرضه را در خود جای دهد؛ هزینه حملونقل و تولید افزایش پیدا میکند، تورم دوباره تحت فشار قرار میگیرد، حاشیه سود بسیاری از شرکتها کاهش مییابد و بانکهای مرکزی نیز در برابر یک معادله دشوارتر قرار خواهند گرفت:
تورم بالاتر در کنار رشد اقتصادی ضعیفتر.
و اینجاست که بازار نفت به نخستین میدان نبرد تبدیل میشود.
نفت؛ اولین جرقه
در Brent و WTI، نکته مهم فقط یک جهش قیمتی نیست.
نفت ممکن است با انتشار یک خبر ژئوپلیتیکی چند درصد رشد کند، اما اگر این رشد در ساعات بعدی پس گرفته شود، بازار عملاً میگوید که هنوز اختلال پایدار در عرضه را باور نکرده است.
اما اگر نفت جهش کند، رشد خود را حفظ کند و همزمان نشانههایی از اختلال واقعی در کشتیرانی، بیمه، حملونقل یا صادرات مشاهده شود، آن وقت داستان کاملاً متفاوت خواهد شد.
در آن نقطه، بازار دیگر جنگ را معامله نمیکند؛ بازار دارد کمبود انرژی را معامله میکند.
و این تفاوت میتواند تمام معادلات بازارهای جهانی را تغییر دهد.
طلا؛ پناهگاه امن یا قربانی دلار؟
بازار دوم، طلاست؛ اما نباید تصور کرد که هرگونه تشدید تنش نظامی الزاماً به معنای رشد بیوقفه طلاست.
طلا از یک طرف از افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و تقاضا برای داراییهای امن حمایت میگیرد، اما از طرف دیگر بهشدت تحت تأثیر دلار و بازده اوراق خزانهداری آمریکا قرار دارد.
اگر بحران باعث شود سرمایهگذاران به سمت دلار حرکت کنند و بازده اوراق نیز افزایش پیدا کند، بخشی از قدرت طلا میتواند خنثی شود.
بنابراین، معاملهگری که در چنین شرایطی فقط به تیترهای جنگی نگاه کند، ممکن است مهمترین بخش معادله را از دست بدهد.
برای فهمیدن مسیر طلا باید همزمان سه بازار را نگاه کرد:
طلا، دلار و بازده اوراق آمریکا.
اگر طلا بالا برود، دلار بالا برود و بازده اوراق کاهش پیدا کند، پیام بازار بسیار متفاوت از حالتی خواهد بود که طلا در کنار افزایش شدید دلار و بازده اوراق رشد کند.
والاستریت؛ جایی که بازار رأی نهایی خود را اعلام میکند
تعطیلی والاستریت در روز دوشنبه شاید در ظاهر یک روز بدون معامله باشد، اما در واقع میتواند یک روز برای انباشتهشدن ریسک باشد.
در حالی که معاملات نقدی سهام آمریکا متوقف است، نفت، طلا، ارز و بازار رمزارزها همچنان میتوانند به اخبار جدید واکنش نشان دهند.
بنابراین، وقتی بازار سهام آمریکا دوباره باز شود، معاملهگران ممکن است با مجموعهای از اطلاعات مواجه شوند که طی تعطیلی بازار انباشته شدهاند.
اینجاست که معاملات آتی S&P 500 و Nasdaq-100 اهمیت پیدا میکنند.
اگر نفت افزایش پیدا کند اما بازار سهام همچنان مقاومت کند، پیام بازار این است که سرمایهگذاران هنوز شوک انرژی را موقتی میدانند.
اما اگر نفت صعود کند و همزمان معاملات آتی سهام آمریکا تحت فشار قرار بگیرند، داستان جدی تر میشود؛ زیرا بازار در حال انتقال بحران ژئوپلیتیکی از صفحه اخبار به قیمتگذاری رشد اقتصادی و سود شرکتهاست.
آن لحظه، دیگر مسئله فقط ایران و آمریکا نیست.
مسئله این است که بازار دارد احتمال یک شوک اقتصادی را قیمتگذاری میکند.
کدام بخشهای بازار آسیبپذیرترند؟
در چنین شرایطی، سهام انرژی میتوانند یکی از معدود بخشهایی باشند که از افزایش قیمت نفت حمایت میگیرند.
شرکتهایی مانند Exxon Mobil و Chevron و همچنین ETFهای انرژی مانند XLE ممکن است در صورت تداوم رشد نفت، عملکرد بهتری نسبت به بازار گسترده تر داشته باشند.
اما در طرف مقابل، شرکتهای هواپیمایی در معرض فشار قرار میگیرند.
برای شرکتهایی مانند Delta و United، افزایش پایدار قیمت سوخت مستقیماً هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد و میتواند حاشیه سود را تحت فشار قرار دهد.
به همین دلیل، رفتار سهام انرژی در کنار سهام شرکتهای هواپیمایی میتواند یکی از جالبترین سیگنالهای این هفته باشد.
اگر انرژی بالا برود و ایرلاینها سقوط کنند، بازار در حال نشان دادن اثر مستقیم شوک نفتی بر اقتصاد واقعی است و برای SPY و QQQ نیز سؤال اصلی یک گپ نزولی ساده نیست.
سؤال این است که پس از بازگشایی، پول واقعی چه تصمیمی میگیرد؟
بازار ممکن است با یک گپ منفی باز شود و چند ساعت بعد تمام افت را جبران کند، این یک پیام است.
اما اگر فروش ادامه پیدا کند، نقدینگی وارد سمت فروش شود و کفهای جدید ساخته شوند، پیام کاملاً متفاوت خواهد بود.
بیتکوین؛ بازاری که تعطیلی نمیشناسد
در میان این بازارها، بیتکوین یک ویژگی مهم دارد: تعطیلی والاستریت برای آن معنایی ندارد.
رمزارزها به صورت شبانه روزی معامله میشوند و به همین دلیل میتوانند پیش از بازگشایی بازار سهام آمریکا، اولین نشانههای تغییر اشتهای ریسک سرمایهگذاران را نشان دهند.
اگر بیتکوین در واکنش به تشدید تنشها سقوط کند و این کاهش در بازارهای جهانی نیز تأیید شود، میتواند نشانه افزایش ریسک گریزی باشد.
اما نباید هر حرکت بیتکوین را بهعنوان پیشبینی قطعی والاستریت تفسیر کرد.
نقدینگی پایینتر در تعطیلات میتواند حرکات رمزارزها را شدیدتر و حتی گمراه کننده کند.
بنابراین، بیتکوین در این هفته بیشتر یک دماسنج اولیه ریسک است، نه یک پیشگوی قطعی بازار سهام.
اما مهمترین متغیر، خودِ خبر نیست
یکی از بزرگترین اشتباهات معاملهگران در بحرانهای ژئوپلیتیکی این است که تصور میکنند بازار مستقیماً به خبر واکنش نشان میدهد ، بازار به خبر اهمیت نمیدهد؛ بازار به پیامد اقتصادی خبر اهمیت میدهد.
تهدید نظامی ممکن است نفت را برای چند ساعت بالا ببرد ، یک حمله ممکن است طلا را صعودی کند ، یک تیتر سیاسی ممکن است سهام را پایین بکشد ، اما اگر هیچ اختلال واقعی در عرضه انرژی ایجاد نشود، بازار میتواند تمام این حرکات را پس بگیرد.
در مقابل، اگر یک رویداد کوچک در تنگه هرمز به اختلال واقعی در عبور نفتکشها منجر شود، واکنش بازار میتواند بسیار بزرگتر از خود خبر اولیه باشد.
این همان تفاوت میان ترس از جنگ و شوک واقعی عرضه است.
هفتهای که نباید فریب آرامش آن را خورد
این هفته از یک جهت خطرناک است: ظاهر بازار ممکن است آرام باشد.
تعطیلی، حجم پایین معاملات و نبود نقدینگی کافی میتواند این تصور را ایجاد کند که بازار آرام شده است ، اما آرامش بازار در شرایط کم نقدینگی الزاماً نشانه کاهش ریسک نیست؛ گاهی فقط به این معناست که بازار هنوز فرصت کافی برای قیمتگذاری کامل ریسک را پیدا نکرده است ، به همین دلیل، بازگشایی بازارها اهمیت ویژهای دارد.
اگر نفت بالا بماند، طلا تقاضای امن جذب کند، دلار تقویت شود و هم زمان سهام آمریکا تحت فشار قرار گیرد، بازار در حال ارسال یک پیام روشن خواهد بود:
ریسک دیگر فقط سیاسی نیست؛ ریسک در حال تبدیل شدن به مسئله اقتصادی است.
اما اگر نفت رشد خود را از دست بدهد، طلا عقبنشینی کند و سهام پس از بازگشایی افت اولیه را جبران کند، بازار احتمالاً هنوز اعتقاد ندارد که بحران به یک شوک پایدار در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
طلا فروخته شد؛ دادههای قوی اشتغال، افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در سپتامبر را همچنان محتمل نگه میدارد
فروش ضرابخانه افت کرد.
طلا در معاملات آسیایی اندکی پایین تر است؛ بازارها در این هفته منتظر دادههای کلیدی تورم آمریکا هستند، پس از آنکه گزارش قوی اشتغال روز جمعه احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در سپتامبر را همچنان روی میز نگه داشت. همزمان، ضرابخانه پرت اعلام کرد فروش طلا و نقره آن در ماه اوت هر دو نسبت به ژوئیه کاهش یافتهاند.
فروش اخیر طلا، تصویری واقعاً دوطرفه از شرایط بازار در آستانه انتشار دادههای تورمی این هفته را پنهان میکند.
گزارش اشتغال ماه اوت که بهتر از انتظار بود، احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر را همچنان به طور جدی مطرح نگه داشته است؛ عاملی که معمولاً به دلیل افزایش هزینه فرصت نگهداری شمش بدون بازده، بر طلا فشار وارد میکند.
با این حال، طلا موضع خود را حفظ کرده و بیش از این ریزش نکرده است؛ موضوعی که نشان میدهد بازار، دادههای CPI و PPI این هفته را محرک تعیین کننده تری میداند.
برای سرمایهگذاریهای مرتبط با دلار استرالیا، کاهش فروش ماه اوت ضرابخانه پرت ــ حتی پس از رشد دو رقمی قیمت در یک ماه ــ نشاندهنده نوعی خستگی در تقاضای خرده فروشی داخلی است؛ این در حالی است که جریانهای سرمایه گذاری جهانی همچنان به اندازهای قوی بودهاند که این افزایش قیمت را رقم بزنند.
اگر دادههای تورمی این هفته طلا را بهشدت در هر یک از دو جهت حرکت دهند، این واگرایی ارزش زیر نظر گرفتن دارد.
جمعبندی
هفته پیشرو شاید از نظر تعداد روزهای معاملاتی کوتاه باشد، اما از نظر ریسک میتواند یکی از حساسترین هفتههای بازار باشد.
چون معامله گران همز مان با دو واقعیت روبه رو هستند:
کاهش نقدینگی ناشی از تعطیلات و افزایش ریسک ژئوپلیتیکی در قلب بازار انرژی جهان.
در چنین شرایطی، یک خبر درباره تنگه هرمز میتواند در چند دقیقه به نفت منتقل شود، از نفت به تورم، از تورم به نرخ بهره، از نرخ بهره به دلار و در نهایت از همه اینها به والاستریت برسد.
بنابراین سؤال اصلی این هفته این نیست که:
ایران و آمریکا چه میگویند؟
سؤال اصلی این است:
آیا تنگه هرمز فقط یک نقطه تنش باقی میماند، یا به نقطه آغاز یک شوک واقعی در عرضه انرژی تبدیل خواهد شد؟
اگر هرمز باز بماند و جریان انرژی ادامه پیدا کند، بخش قابل توجهی از ریسک میتواند در نهایت از قیمتها خارج شود.
اما اگر عبور نفت مختل شود، بازار وارد مرحله ای کاملاً متفاوت خواهد شد؛ مرحله ای که در آن نفت میتواند جهش کند، تورم دوباره شعله ور شود، هزینههای تولید بالا برود، سود شرکتها تحت فشار قرار بگیرد و والاستریت مجبور شود یک واقعیت جدید را قیمتگذاری کند.
در آن صورت، هرمز دیگر فقط یک نقطه روی نقشه نخواهد بود؛ هرمز به یک متغیر مستقیم در قیمت نفت، طلا، دلار و سهام جهان تبدیل خواهد شد و دقیقاً به همین دلیل است که این هفته، معاملهگر حرفهای نباید فقط به چارت نگاه کند.
باید جریان انرژی را نگاه کند.
چون ممکن است جرقه بعدی بازار، نه در والاستریت و نه در فدرال رزرو، بلکه در تنگه هرمز زده شود.


