Higher Interest Rates: A Threat to Crypto Prices or an Opportunity for Crypto Infrastructure?

نرخ بهره بالا؛ تهدیدی برای قیمت کریپتو یا فرصتی برای زیرساخت آن؟

به قلم : دکتر رضوانی
ترید به سبک TradePlus360

سال‌ هاست یک رابطه نسبتاً ساده در بازارهای مالی وجود دارد: وقتی نرخ بهره و بازده اوراق خزانه‌ داری آمریکا افزایش پیدا می‌کند، دارایی‌های پرریسک مانند بیت‌کوین و سایر رمزارزها معمولاً تحت فشار قرار می‌گیرند.

دلیل آن ساده است؛ وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند با ریسک بسیار کمتر از اوراق دولتی بازده مناسبی دریافت کند، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌هایی مانند بیت‌کوین که به‌ طور مستقیم سود یا بهره ایجاد نمی‌کنند، افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی معمولاً نقدینگی سخت ‌تر می‌شود، دلار می‌تواند تقویت شود و تمایل سرمایه‌گذاران به معاملات سفته ‌بازانه کاهش پیدا کند. بنابراین در نگاه اول، نرخ بهره بالا باید برای کریپتو خبر بدی باشد؛ اما ساختار بازار کریپتو در سال‌های اخیر تغییر کرده و داستان دیگر به این سادگی نیست.

یکی از مهم‌ترین تغییرات، رشد استیبل‌کوین‌ها و دارایی‌های واقعی توکنیزه‌ شده یا همان RWA است. برای مثال، بخش قابل ‌توجهی از ذخایر استیبل‌کوین‌هایی مانند USDT در اوراق کوتاه‌مدت دولت آمریکا و دارایی‌های نقد شونده قرار دارد. بنابراین وقتی بازده اوراق خزانه بالا می‌رود، همان شرایطی که می‌تواند برای قیمت بیت‌کوین منفی باشد، می‌تواند برای اقتصاد کسب‌وکار ناشران استیبل‌کوین مثبت باشد. به زبان ساده، استیبل‌کوین‌ها می‌توانند از پولی که پشت توکن‌هایشان قرار دارد، در بازار سنتی بازده دریافت کنند. در نتیجه، نرخ بهره بالا لزوماً به معنی بد بودن تمام بخش‌های صنعت کریپتو نیست.

این موضوع در مورد خزانه‌ داری‌های توکنیزه‌ شده نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. در این مدل، سرمایه ‌گذار می‌تواند به جای خرید مستقیم یک اوراق خزانه یا صندوق بازار پول، مالک توکنی روی بلاک ‌چین باشد که نماینده دارایی یا بازده حاصل از آن است. این اتفاق یک تغییر مهم ایجاد می‌کند: سرمایه‌گذار دیگر الزاماً مجبور نیست بین «بازده گرفتن» و «استفاده از زیرساخت بلاک ‌چین» یکی را انتخاب کند، او می‌تواند هر دو را داشته باشد.

بنابراین بخشی از سرمایه‌ای که در گذشته ممکن بود کاملاً از کریپتو خارج شود، اکنون می‌تواند در قالب استیبل‌کوین، دارایی توکنیزه ‌شده یا محصولات مالی On-chain همچنان در اکوسیستم کریپتو باقی بماند.

اما اینجا باید یک تفاوت بسیار مهم را در نظر گرفت: رشد صنعت کریپتو لزوماً به معنی رشد فوری قیمت BTC یا ETH نیست. ممکن است بازار استیبل‌کوین‌ها، RWA  و محصولات مالی On-chain به سرعت رشد کنند، اما سرمایه‌گذار به جای خرید بیت‌کوین یا اتریوم، مستقیماً محصولی را انتخاب کند که بازده اوراق خزانه را در اختیارش قرار می‌دهد، بنابراین نمی‌توان صرفاً از رشد صنعت کریپتو نتیجه گرفت که قیمت BTC و ETH نیز باید افزایش پیدا کند.

برای بیت‌ کوین، رابطه با نرخ بهره همچنان اهمیت زیادی دارد، اگر بازده اوراق خزانه افزایش پیدا کند، دلار تقویت شود و شرایط مالی سخت‌تر شود، BTC  می‌تواند با فشار فروش مواجه شود؛ زیرا سرمایه‌ گذاران برای نگهداری یک دارایی پرریسک و بدون بازده مستقیم، بازده بالقوه بیشتری طلب می‌کنند. به همین دلیل، نرخ بهره بالا را نباید برای بیت‌کوین کاملاً بی‌اهمیت دانست، با این حال، اگر نقدینگی جهانی افزایش پیدا کند، جریان سرمایه به ETFهای بیت‌کوین تقویت شود و تقاضای سرمایه‌گذاران نهادی افزایش یابد، اثر منفی نرخ بهره می‌تواند تا حدی خنثی شود.

برای اتریوم، داستان کمی پیچیده‌تر است.  Ethereum  فقط یک دارایی قابل معامله نیست؛ بلکه زیرساختی برای استیبل‌کوین‌ها، DeFi، توکن‌های واقعی، برنامه‌های غیرمتمرکز و بسیاری از فعالیت‌های On-chain محسوب می‌شود. بنابراین رشد این بخش‌ها از نظر بنیادی برای اکوسیستم Ethereum اهمیت دارد، با این حال، یک سؤال اساسی باقی می‌ماند: آیا رشد فعالیت روی شبکه واقعاً به افزایش تقاضا برای ETH منجر می‌شود یا خیر؟ این مسئله برای سرمایه‌گذار ETH  بسیار مهم‌تر از صرفاً افزایش حجم بازار کریپتو است.

به همین دلیل، برای تحلیل ETH بهتر است علاوه بر قیمت دلاری آن، نسبت ETH/BTC نیز مورد توجه قرار گیرد. اگر ETH  فقط در برابر دلار افزایش قیمت داشته باشد اما بیت‌کوین با سرعت بسیار بیشتری رشد کند، نمی‌توان گفت ETH از نظر نسبی عملکرد قدرتمندی داشته است. در مقابل، افزایش ETH/BTC می‌تواند نشانه‌ای باشد که سرمایه در حال حرکت تمایل بیشتری به سمت اتریوم نسبت به بیت‌کوین پیدا کرده است. بنابراین برای بررسی  ETH، ترکیب قیمت  ETH، روند ETH/BTC، فعالیت شبکه، جریان سرمایه و شرایط کلی نقدینگی تصویر کامل‌تری ارائه می‌دهد.

از دید سرمایه‌گذاری، پیام اصلی این تحلیل این نیست که «نرخ بهره بالاست، پس BTC و ETH بخرید»، پیام واقعی آن این است که رابطه بین نرخ بهره و بازار کریپتو نسبت به گذشته پیچیده ‌تر شده است، در گذشته، افزایش نرخ بهره بیشتر به معنی رقابت مستقیم کریپتو با پول نقد و اوراق قرضه بود؛ اما امروز بخشی از همان بازده اوراق خزانه می‌تواند از طریق استیبل‌کوین‌ها و دارایی‌های توکنیزه‌ شده وارد زیرساخت بلاک‌چین شود، بنابراین ممکن است نرخ بهره بالا برای قیمت برخی رمزارزها فشار ایجاد کند، اما هم ‌زمان به رشد بخشی از زیرساخت مالی کریپتو کمک کند.

اگر این موضوع را برای BTC و ETH بسیار ساده کنیم، می‌توان گفت نرخ بهره بالا در کوتاه‌ مدت یک مانع برای رشد قیمت آنهاست، اما لزوماً به معنی خروج کامل سرمایه از اکوسیستم کریپتو نیست، برای  BTC، وضعیت نقدینگی جهانی، قدرت دلار، بازده اوراق خزانه و جریان سرمایه به ETFها اهمیت زیادی دارد، برای ETH علاوه بر این عوامل، میزان استفاده از شبکه  Ethereum، رشد استیبل ‌کوین‌ها و  RWA، فعالیت DeFi و مهم‌تر از همه رفتار ETH نسبت به BTC اهمیت دارد.

در نتیجه، سرمایه‌گذار نباید تنها به یک شاخص مانند نرخ بهره نگاه کند، سناریوی مهم‌تر این است که چند متغیر هم‌زمان چه پیامی می‌دهند، اگر بازده اوراق بالا بماند اما نقدینگی افزایش پیدا کند و تقاضا برای BTC و ETH نیز بالا برود، بازار می‌تواند برخلاف رابطه سنتی نرخ بهره و کریپتو حرکت کند.

برعکس، اگر نرخ بهره بالا بماند، دلار قوی شود، نقدینگی کاهش پیدا کند و جریان سرمایه از دارایی‌های پرریسک خارج شود، فشار روی BTC و ETH می‌تواند ادامه پیدا کند.

در نهایت، جذاب ‌ترین نکته تحلیل این است که «برنده بازار کریپتو» الزاماً توکنی نیست که بیشترین بازده بالقوه را ارائه می‌دهد. ممکن است بخشی از ارزش اقتصادی آینده در زیرساخت‌هایی ایجاد شود که بازده دارایی‌های سنتی مانند اوراق خزانه را وارد بلاک‌چین می‌کنند، به همین دلیل، برای سرمایه‌گذار BTC و ETH باید دو موضوع را هم‌زمان دنبال کرد: قیمت و نقدینگی در کوتاه‌مدت، و رشد واقعی زیرساخت و کاربرد کریپتو در بلندمدت.

به بیان بسیار ساده، نرخ بهره بالا برای قیمت BTC و ETH می‌تواند باد مخالف باشد، اما برای کل صنعت کریپتو الزاماً باد مخالف نیست، ممکن است سرمایه از بیت‌کوین و اتریوم خارج شود، اما همچنان داخل اکوسیستم بلاک‌چین باقی بماند و به استیبل‌کوین‌ها، RWA  و محصولات مالی On-chain منتقل شود. بنابراین سؤال مهم برای سرمایه‌گذار دیگر فقط این نیست که «آیا نرخ بهره بالاست؟»؛ سؤال مهم‌تر این است که »با وجود نرخ بهره بالا، سرمایه دقیقاً به کدام بخش از بازار کریپتو در حال حرکت است؟«