Podcast 36 “My Oil, My Identity” The War Before the War
پادکست ۳۶ کتاب «نفت من، هویت من» جنگ قبل از جنگ
به قلم: دکتر رضوانی
ترید به سبک TradePlus360
در این اپیزود به دورهای بازمیگردیم که جنگ هنوز آغاز نشده بود، اما بازی قدرتها بر سر نفت، مسیرها و نفوذ، همهچیز را رقم زده بود.
از امتیاز نفتی ایران و نقش بریتانیا تا پروژه راهآهن بغداد و نفوذ آلمان در عثمانی، جهان در آستانه یک تقابل بزرگ قرار داشت. این روایت نشان میدهد که جنگها، قبل از شلیک اولین گلوله، در قراردادها، انرژی و بازیهای پنهان آغاز میشوند.
پادکست ۳۶
کتاب نفت من هویت من
جنگ قبل از جنگ
واکنش عجیب بریتانیا
بریتانیا به طور سیستماتیک اقداماتی را برای ایمنسازی جناح آسیبپذیر خود در بینالنهرین انجام داد، تا سال ۱۸۹۹، بریتانیا توانسته بود از شیخ مبارک الصباح، که نمایندهای بی وجدان از امپراتوری عثمانی بود، توافقنامه انحصاری ۹۹ سالهای بر سر کویت، که بهطور رسمی بخشی از امپراتوری بدهکار و از نظر نظامی ضعیفِ عثمانی بود، به دست آورد، این توافقنامه تا سال ۱۹۰۷ به “اجاره دائمی” تبدیل شد.
در سال ۱۹۰۱، با دسیسههای جاسوس های بریتانیا، سیدْنی رایْلی و لُرد اِستْرَتْکونا ، یک سرمایهدار و کارآفرین بریتانیایی-استرالیایی به نام ویلیام ناکس دارسی امتیاز انحصاری اکتشاف نفت در ایران را از مظفرالدینشاه دریافت کرد، امتیازی که پس از کشف نفت در ۱۹۰۸ به تأسیس شرکت نفتِ انگلیس–پرشین در سال ۱۹۰۹ انجامید و چند سال بعد، با ورود مستقیم دولت بریتانیا به مالکیت آن، به ستون فقرات استراتژی انرژی امپراتوری تبدیل شد.
این شرکت مدت کوتاهی قبل از جنگ جهانی اول با وینستون چرچیل، اولین لرد دریاسالار، برای دریافت حمایت مالی عمده از دولت بریتانیا، در ازای تأمین نفت مطمئن برای نیروی دریایی سلطنتی، مذاکره کرد، در سال ۱۹۱۲، به درخواست چرچیل، دولت به طور مخفیانه سهام کنترلی را در شرکت نفت انگلیس و ایران خریداری کرد.
چرچیل همچنین با شیخ خزعل، مذاکره کرده بود تا یک پالایشگاه، انبار و بندر نفت در آبادان در مجاورت شط العرب به عنوان بخشی از سیاست نوظهور بریتانیا برای دور نگه داشتن آلمان از منطقه استراتژیک نفتخیز بین النهرین بسازد.
خط آهن آلمانی در حال ساخت ، بغداد و خلیج فارس را قادر به حمل نیروها و مهمات نظامی کرده بود لذا تهدیدی استراتژیک برای منابع نفتی انگلیس در ایران به حساب میآمد.
نفت ایران اولین منبع حیاتی نفت امن بریتانیا برای نیروی دریایی بود، پیش از این، تصمیم رایشتاگ آلمان برای تصویب برنامه عظیم ساخت نیروی دریایی دریاسالار فُن تیرْپیتْس ، در قانون نیروی دریایی آلمان در سال ۱۹۰۰، برای ساخت ۱۹ ناو جنگی جدید و ۲۳ رزمناو جنگی در ۲۰ سال آینده، اولین چالش جدی را برای حاکمیت بریتانیا بر دریاها به وجود آورد.
آلمان در کنوانسیون لاهه در سال ۱۹۰۷ از ادامه ممنوعیت قبلی «جنگ هوایی» خودداری کرد و در زمان کُنت فِردیناند فُن زِپِلین ، آلمانیها اولین کسانی بودند که کشتیهای هواپیمابر بزرگ را توسعه دادند.
عثمانی، با حمایت و آموزش آلمان، در صورت به دست آوردن امکانات مالی و نظامی، این پتانسیل را داشت که به منافع حیاتی بریتانیا در سوئز، مسیر ایران به هند و تنگه داردانل حمله کند، در سال ۱۹۰۳، رایش آلمان آماده شد تا به سلطان عثمانی به ازای راهآهن بغداد و سرمایهگذاری آلمان در آناتولی امتیاز دهد.
در سال ۱۹۱۳، درگیری آلمان با قرارداد نظامیِ آلمان-عثمانی که بر اساس آن ژنرال آلمانی لیمان فُن زانْدِرس، عضو شورای عالی جنگ آلمان، با تأیید شخصی قیصر عثمانی ، برای سازماندهی مجدد ارتش عثمانی به قسطنطنیه فرستاده شده بود، ابعاد بیشتری پیدا کرد.
فْرایْهِر فُن وانْگِن هایم ، سفیر آلمان در قسطنطنیه، در نامه ای به صدراعظم فُن بِتْمان هولْوِگ ،مورخ ۲۶ اِپریل ۱۹۱۳، اعلام کرد: “در خطوط ستاد کل افسانهای آلمان، قدرتی که ارتش را کنترل میکند همیشه قویترین قدرت در عثمانی خواهد بود، اگر ارتش توسط ما کنترل شود، هیچ دولتی متخاصم با آلمان نمیتواند مقابله کند.”
ماموران اطلاعاتی آلمان، به رهبری بارون ماکس فُن اوپِنهایم ، دیپلمات وزارت خارجه آلمان و باستانشناس، بررسیهای گستردهای از بینالنهرین از سال ۱۸۹۹ برای کاوش در مسیر پیشنهادی راهآهن بغداد انجام داده بودند و تأیید میکردند که این منطقه دارای نفت است.
انگلیسیها از اوپنهایم به عنوان «جاسوس» یاد میکردند، او همچنین یک امپریالیست سرسخت آلمانی بود، در سال ۱۹۱۴، اندکی قبل از شروع جنگ، اوپنهایم به قیصر ویلهِلم گفت: «وقتی ترکها به مصر حمله کنند و هند با شعلههای شورش در آتش میسوزد، تنها در این صورت انگلستان فرو میپاشد، زیرا انگلیس در مستعمرات خود آسیب پذیرترین وضعیت خود را دارد،» او نویسنده استراتژی آلمان برای تشویق جهاد یا جنگ مقدس به رهبری عثمانی و علیه قدرتهای استعماری بریتانیا، فرانسه و روسیه بود.


