The Market Smells a New War: Could Iran Face an Attack This Weekend?
بازار بوی جنگ تازه میشنود؛ آیا آخر هفته، ایران هدف حمله قرار میگیرد؟
تحلیل بازار انرژی و سناریوهای پیشروی نفت – به قلم دکتر رضوانی
قیمت نفت برنت از ۱۱۶ دلار در هر بشکه عبور کرده و در معاملات روز جمعه بیش از ۲٫۵ درصد افزایش یافته است، حرکتی که نشان میدهد بازار در حال قیمت گذاری احتمال تشدید تنش نظامی علیه ایران در آخر هفته است، بلکه نشاندهندبا این حال باید توجه داشت که افزایش قیمت نفت به تنهایی وقوع حمله را تأیید نمیکند،ه افزایش صرف ریسک ژئوپلیتیک در بازار انرژی است.
چرا احتمال حمله دوباره در کانون توجه بازار قرار گرفته است؟
دکتر رضوانی معتقد است جنگ تاکنون مطابق برنامه دونالد ترامپ پیش نرفته و وضعیت سیاسی داخلی آمریکا نیز با چالشهایی روبه روست، آمار نظرسنجیها و میزان محبوبیت جمهوریخواهان نامطلوب است و موقعیت سیاسی بنیامین نتانیاهو نیز با عدم قطعیت همراه شده، به طوری که احتمال ادامه حضور او در مقام نخست وزیری پس از رأی گیری روز سه شنبه، در این ارزیابی حدود ۳۰ درصد برآورد میشود.
از نگاه من، یکی از سناریوهای احتمالی این است که ترامپ دستور حملهای محدود را صادر کند و سپس در اوایل هفته آینده مدعی پیروزی شود، اقدامی که میتواند با هدف تغییر فضای سیاسی و رسانهای پیرامون جنگی انجام شود که از محبوبیت بالایی برخوردار نیست، با این حال، افزایش قیمت نفت میتواند هزینه اقتصادی و سیاسی چنین سناریویی را بالا ببرد و فروش روایت پیروزی سریع به افکار عمومی را دشوارتر کند.
اهداف احتمالی و خطر گسترش دامنه درگیری
بر اساس ارزیابی من ، از گزارشهای منتشرشده، حمله احتمالی ممکن است محدود و کوتاهمدت باشد و اهدافی مانند کوه پیکاکس (کوه کلنگ ) و برخی مراکز موشکی را در بر بگیرد، اما این سناریو صرفاً یک برآورد تحلیلی است و نباید آن را بهعنوان اطلاعات قطعی درباره اهداف یا زمان حمله تلقی کرد.
مهمترین مجهول در این معادله، نوع پاسخ ایران و دامنه آن است، من قبلا اشاره کرده ام که در طول هفته هشدارهایی درباره احتمال قطع کابلهای ارتباطی زیردریایی، حمله به مراکز داده، هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شده است، اگر درگیری به این حوزهها گسترش پیدا کند، بحران میتواند از یک عملیات نظامی محدود فراتر برود و وارد چرخهای از اقدامات متقابل و تشدید تنش شود.
برای بازار انرژی، تفاوت میان حمله محدود و درگیری منطقهای بسیار مهم است، زیرا در سناریوی نخست ممکن است افزایش قیمت نفت عمدتاً ناشی از ترس و افزایش موقت صرف ریسک باشد، اما در سناریوی دوم، تهدید علیه زیرساختهای تولید، صادرات و انتقال انرژی میتواند ریسک اختلال واقعی در عرضه را افزایش دهد، عاملی که احتمالاً اثر عمیقتر و ماندگارتری بر قیمتها خواهد داشت.
آیا درز اطلاعات میتواند نشانهای از حمله نمایشی باشد؟
به عقیده من این یکی از دلایل خوشبینی نسبی خود را انتشار اطلاعات درباره حمله احتمالی میدانم، استدلال این است که اگر اطلاعات درز کرده باشد، احتمال دارد ایران نیز از آن مطلع شده باشد یا حتی پیامهایی پیشاپیش به این کشور منتقل شده باشد، در چنین شرایطی، احتمال دارد عملیات بیشتر جنبه نمایش قدرت داشته باشد و با هدف ایجاد فشار سیاسی انجام شود، نه لزوماً آغاز مرحلهای گستردهتر از جنگ.
با این حال، درز اطلاعات بهتنهایی نشانهای قابل اتکا برای نتیجهگیری درباره محدود بودن عملیات نیست، انتشار خبر میتواند به دلایل مختلف رخ دهد و حتی در صورت آگاهی قبلی طرف مقابل، احتمال وقوع درگیری یا پاسخ نظامی منتفی نمیشود، بنابراین این عامل باید در کنار سایر شواهد بررسی شود، نه بهعنوان تضمینی برای جلوگیری از تشدید بحران.
نفت در نقطه تصمیم؛ ریسک ژئوپلیتیک در برابر احتمال کاهش تنش
یکی از نکات مهم این تحلیل آن است که بازار نفت تنها به احتمال حمله احتمالی به ایران واکنش نشان نمیدهد، بلکه همزمان باید احتمال کاهش تنشهای دیگر را نیز در نظر بگیرد، همچنین به برنامه ریزی برای برگزاری نشست سهجانبه میان اوکراین، روسیه و آمریکا در اوایل نوامبر اشاره میکنم و تغییر لحن اخیر ولودیمیر زلنسکی را نشانهای احتمالی از ایجاد روزنهای برای صلح میداند.
اگر مذاکرات به پیشرفت واقعی منجر شود، کاهش بخشی از صرف ریسک ژئوپلیتیک میتواند به زیان قیمت نفت تمام شود، اما اگر همزمان تنشهای مرتبط با ایران تشدید شود، اثر این دو عامل ممکن است یکدیگر را خنثی کنند یا بسته به شدت تحولات، یکی بر دیگری غلبه کند، از این رو، جهت حرکت نفت تنها به یک خبر یا یک جبهه ژئوپلیتیک وابسته نیست.
جمعبندی دکتر رضوانی
آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، تفکیک سه موضوع از یکدیگر است، نخست، احتمال وقوع حمله که همچنان در حد سناریو و گمانهزنی قرار دارد، دوم، دامنه پاسخ احتمالی ایران که میتواند تعیینکننده میزان افزایش ریسک منطقهای باشد، و سوم، اثر واقعی تحولات بر عرضه و انتقال انرژی که در نهایت نقش مهمی در ماندگاری حرکت قیمت نفت خواهد داشت.
عبور نفت برنت از ۱۱۶ دلار نشاندهنده افزایش حساسیت بازار به ریسک ژئوپلیتیک است، اما به تنهایی نمیتواند وقوع حمله یا تداوم رشد قیمتها را اثبات کند، اگر تنشها به عملیاتی محدود ختم شوند و مسیر دیپلماسی باز بماند، بخشی از افزایش قیمت میتواند اصلاح شود، در مقابل، هرگونه اختلال واقعی در زیرساختهای انرژی یا مسیرهای انتقال نفت میتواند ریسک صعودی جدیتری ایجاد کند.
از منظر معاملاتی، خطر اصلی این است که معاملهگر احتمال یک رویداد را با قطعیت وقوع آن اشتباه بگیرد، در چنین شرایطی، دنبال کردن قیمت پس از جهش اولیه یا ورود صرفاً بر اساس تیترهای خبری میتواند نسبت ریسک به بازده نامطلوبی ایجاد کند، آنچه اهمیت دارد، واکنش واقعی قیمت، پایداری حرکت، وضعیت نقدینگی و تأیید ساختار بازار پس از انتشار اخبار است، نه صرفاً هیجان ناشی از احتمال جنگ.
بازار پیش از وقوع رویدادها، احتمال آنها را قیمتگذاری میکند، اما قیمتگذاری یک احتمال، به معنای قطعی بودن نتیجه نیست.
این مطلب صرفاً با هدف اطلاعرسانی و تحلیل بازار تهیه شده و توصیهای برای خرید یا فروش محسوب نمیشود.


