Trump’s $5,000 Dividend: Election Gift or a Time Bomb for the Dollar and Gold?
۵٬۰۰۰ دلار ترامپ؛ هدیه انتخاباتی یا بمب ساعتی برای دلار و طلا؟
به قلم دکتر رضوانی – ترید به سبک TradePlus360
۵ هزار دلار هدیه؟ نه، شاید شروع یک بازی خطرناک برای دلار و طلا باشه!
وعده پرداخت ۵٬۰۰۰ دلار به هر شهروند بزرگسال آمریکایی در نگاه اول شبیه یک خبر جذاب انتخاباتی است، اما وقتی عددها را کنار هم میگذاریم، تصویر کاملاً متفاوت میشود، با حدود ۲۴۵ میلیون شهروند بزرگسال، اجرای این وعده به رقمی نزدیک به ۱٫۲ تریلیون دلار نیاز دارد، آن هم در شرایطی که بدهی ملی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و دولت در ۱۱ ماه نخست سال مالی، ۴٫۸ تریلیون دلار درآمد در برابر ۶٫۸ تریلیون دلار هزینه داشته است .
اینجا دقیقاً همان جایی است که تحلیل اقتصادی از شعار انتخاباتی جدا میشود، مسئله اصلی این نیست که مردم ۵٬۰۰۰ دلار دریافت میکنند، مسئله این است که چه کسی هزینه واقعی این پول را پرداخت خواهد کرد، اگر این مبلغ از درآمد واقعی دولت تأمین نشود و به استقراض جدید متکی باشد، آمریکا در واقع پول امروز را با بدهی فردا تأمین میکند، یعنی قدرت خرید بیشتری وارد اقتصاد میشود، اما همزمان حجم بدهی و فشار مالی دولت نیز افزایش پیدا میکند.
و وقتی پول بیشتری وارد اقتصاد شود، سؤال بعدی بازار کاملاً طبیعی است، آیا تولید کالا و خدمات هم به همان اندازه افزایش پیدا میکند؟ اگر پاسخ منفی باشد، بخشی از این نقدینگی اضافی به جای افزایش واقعی ثروت، خود را در قیمت کالاها و خدمات نشان خواهد داد، تجربه پرداختهای دوران کرونا نیز در متن بهعنوان نمونهای از اثر حمایتهای مالی گسترده بر تورم مطرح شده، بهطوری که پژوهش فدرال رزرو سنت لوئیس اثر آن حمایتها را حدود ۲٫۶ واحد درصد افزایش در تورم برآورد کرده است .
اما اینجا داستان برای بازار تازه شروع میشود، زیرا تورم بالاتر یعنی فشار بیشتر روی فدرال رزرو، اگر بازار احساس کند چنین پرداختی میتواند تقاضا و تورم را دوباره تحریک کند، انتظار برای سیاست پولی سختگیرانهتر افزایش پیدا میکند، در نتیجه بازده اوراق بالا میرود و دلار در کوتاهمدت میتواند تقویت شود، همان زنجیرهای که معاملهگر باید روی چارت دنبال کند،
Fiscal Stimulus → Inflation → Higher Yields → Stronger Dollar.
Fiscal Stimulus محرک مالی: به اقداماتی گفته میشود که دولت برای تحریک اقتصاد انجام میدهد، مانند افزایش هزینههای دولتی، پرداختهای حمایتی، کاهش مالیات یا تزریق نقدینگی، این اقدامات میتواند تقاضا را افزایش دهد، اما اگر رشد تقاضا سریع تر از توان تولید اقتصاد باشد، فشار تورمی ایجاد میکند.
Inflation تورم: به افزایش سطح عمومی قیمتها گفته میشود که میتواند باعث نگرانی سرمایهگذاران درباره کاهش ارزش پول و افزایش هزینههای اقتصادی شود، در چنین شرایطی، بازار معمولاً انتظار دارد سیاست پولی سختگیرانه تر شود و سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق قرضه، بازده بیشتری مطالبه کنند که نتیجه آن Higher Yields بازده بالاتر اوراق است.
افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا، داراییهای دلاری را برای سرمایه گذاران جذاب تر میکند و میتواند باعث ورود سرمایه به سمت دلار و در نتیجه Stronger Dollar دلار قویتر شود.
به زبان ساده، زنجیره این حرکت میتواند اینگونه باشد:
محرک مالی دولت = افزایش فشار تورمی = رشد بازده اوراق =→ افزایش جذابیت دلار = تقویت دلار.
اما افزایش بازده اوراق یک روی دیگر هم دارد، اگر بازدههای بلندمدت نه فقط به دلیل تورم، بلکه به دلیل افزایش عرضه بدهی دولت آمریکا بالا بروند، داستان از «تورم» به «ریسک مالی» تغییر میکند، و این تفاوت برای بازار بسیار مهم است، چون بازده بالاتر ناشی از سیاست پولی با بازده بالاتر ناشی از نگرانی درباره بدهی و عرضه اوراق، پیام یکسانی برای آینده دلار و طلا ندارد.
به همین دلیل، اوراق خزانه داری آمریکا یکی از مهم ترین بازارهایی است که باید در این سناریو زیر نظر گرفت، اگر بعد از مطرح شدن چنین طرحی، بازده ۱۰ و ۳۰ ساله افزایش پیدا کند و همزمان دلار نیز قوی شود، بازار احتمالاً فعلاً داستان تورم و نرخ بهره را معامله میکند، اما اگر بازده بلندمدت بالا بماند و در همان زمان دلار نتواند قدرت خود را حفظ کند، میتوانیم با تغییر روایت مواجه شویم، روایتی که در آن بازار دیگر فقط نگران تورم نیست، بلکه درباره پایداری بدهی و اعتبار مالی آمریکا سؤال میپرسد .
و دقیقاً در همین نقطه، طلا وارد بازی میشود، طلا در مرحله اول ممکن است از افزایش بازده واقعی و دلار قوی آسیب ببیند، بنابراین اگر انتشار خبر باعث جهش دلار و بازده اوراق شود، فشار کوتاه مدت روی طلا کاملاً طبیعی است، اما اگر داستان به سمت افزایش کسری، استقراض بیشتر و نگرانی درباره کاهش ارزش پول حرکت کند، تقاضا برای طلا میتواند تغییر ماهیت دهد، زیرا در آن مرحله سرمایهگذار دیگر فقط به دنبال پوشش تورم نیست، بلکه به دنبال پوشش ریسک مالی و کاهش اعتماد به پول است.
پس برای معامله گر حرفهای، سؤال اشتباه این است که : ۵٬۰۰۰ دلار برای طلا خوب است یا بد؟، سؤال درست این است که : بازار این ۵٬۰۰۰ دلار را چگونه قیمتگذاری میکند؟، اگر بازار آن را تورمی ببیند، دلار و بازده اوراق میتوانند ابتدا برنده باشند، اگر آن را نشانهای از بیانضباطی مالی و بدهی بیشتر بداند، طلا در افق میانمدت میتواند برنده شود، و اگر بازار آن را صرفاً یک وعده انتخاباتی بدون پشتوانه اجرایی بداند، اثر آن ممکن است بسیار محدودتر باشد.
از طرف دیگر، خود تأمین مالی طرح نیز یک مسئله کلیدی است، زیرا طبق ارقام مطرح شده ، ۱۶۷ میلیارد دلار درآمد تعرفهای حتی بخش کوچکی از هزینه ۱٫۲ تریلیون دلاری را پوشش میدهد، بنابراین اگر تمام درآمد تعرفهای هم به این پرداخت اختصاص پیدا کند، همچنان فاصله بسیار بزرگی باقی میماند و همین شکاف است که دوباره پای استقراض و بدهی را به میان میکشد .
در نتیجه، این وعده را باید در یک زنجیره بزرگ تر دید،
پول بیشتر = تقاضای بیشتر = احتمال تورم بیشتر = فشار بر فدرال رزرو = بازده بالاتر = هزینه تأمین مالی بالاتر = بدهی بیشتر = سؤال درباره پایداری مالی، هرچه این زنجیره جلوتر برود، اهمیت آن برای طلا و دلار بیشتر میشود، زیرا بازار در نهایت مجبور است تصمیم بگیرد که آیا آمریکا با یک سیاست محرک موقت مواجه است یا وارد مرحلهای شده که برای تأمین هزینههای خود دائماً به بدهی بیشتری نیاز دارد.
سناریوی TradePlus360
سناریوی اول، تورم و نرخ بهره: اگر بازار بعد از خبر، دلار و بازده اوراق را همزمان بالاتر ببرد و طلا تحت فشار قرار بگیرد، پیام بازار روشن است، فعلاً روایت اصلی تورم و نرخ بهره است.
سناریوی دوم، بحران بدهی: اگر بازده اوراق بلندمدت بالا برود اما دلار نتواند رشد خود را حفظ کند و طلا در برابر این فشار مقاوم بماند، باید احتمال تغییر روایت از تورم به ریسک مالی و بدهی را جدی گرفت.
سناریوی سوم، شکست وعده: اگر این طرح وارد مرحله قانونی نشود، رقم آن مشخص نباشد یا منبع تأمین مالی ارائه نشود، بازار ممکن است آن را صرفاً یک وعده انتخاباتی تلقی کند، خود مقاله نیز دقیقاً سه مورد را برای رصد کردن معرفی میکند، لایحه، رقم پرداخت و منبع قطعی تأمین پول .
و اینجا فلسفه TradePlus360 کاملاً روشن میشود، خبر را معامله نکن، واکنش بازار را معامله کن، اگر خبر یک تریلیون دلار پول جدید را فریاد میزند اما چارت دلار، اوراق و طلا روایت دیگری را نشان میدهند، معاملهگر باید به چارت گوش کند، نه به تیتر خبر.
در بازارهای مالی، خبر فقط جرقه است، قیمت رأی بازار است.
و شاید مهمترین سؤال این تحلیل همین باشد، ترامپ میخواهد به هر آمریکایی ۵٬۰۰۰ دلار بدهد، اما اگر این پول از بدهی جدید ایجاد شود، آیا واقعاً به مردم پول پرداخت میکند، یا فقط بخشی از ارزش پول آینده آنها را به امروز منتقل خواهد کرد؟


